outcrop

/ˈaʊtkrɑːp//ˈaʊtkrɒp/

معنی: برون زد، سر بیرون کردن، نمودار شدن، رخ دادن
معانی دیگر: (زمین شناسی)، رخنمون، ماده ی معدنی برون زده، ر  دادن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a protrusion of rock above the surface of the soil.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: outcrops, outcropping, outcropped
• : تعریف: to erupt or protrude, as a rock from the soil.

جمله های نمونه

1. The castle is perched on a massive outcrop of rock.
[ترجمه ترگمان]قلعه روی یک تخته سنگ بزرگ قرار گرفته
[ترجمه گوگل]قلعه بر روی عظیم عظیم سنگ قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The castle perches on a high rocky outcrop.
[ترجمه ترگمان]قلعه بر یک outcrop صخره ای بلند ایستاده است
[ترجمه گوگل]قلعه بر روی یک افراط سنگین بالا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. One last rocky outcrop of headland; it seemed to take an age to round. the waves began to decrease.
[ترجمه ترگمان]یک تخته سنگ آخرین صخره ای بود که به نظر می رسید به سن و سال می رسد امواج به کاهش درآمد
[ترجمه گوگل]یکی از آخرین رخداد سنگی سرزمین؛ به نظر میرسید دوران کودکی را تجربه کند امواج شروع به کاهش می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. On an outcrop of rock, Kitty Dawson looked down on the valley for a few minutes.
[ترجمه ترگمان]در بالای یک تخته سنگ، کیتی داوسن چند دقیقه به پایین دره نگاه کرد
[ترجمه گوگل]در ظاهر سنگ، کیتی داوسون چندین دقیقه در دره نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Hollies were dying on the granite outcrop of Charnwood Forest in Leicestershire.
[ترجمه ترگمان]Hollies در the granite در Leicestershire در حال مرگ بودند
[ترجمه گوگل]Hollies در حال ظهور گرانیت جنگل Charnwood در Leicestershire در حال مرگ بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. At first we thought it might be an outcrop of magnetic rock, but all the geological evidence was against it.
[ترجمه ترگمان]ابتدا فکر کردیم که این یک نوع سنگ مغناطیسی باشد، اما تمامی شواهد زمین شناسی هم بر ضد آن است
[ترجمه گوگل]در ابتدا فکر می کردیم که ممکن است یک رشته سنگ مغناطیسی باشد، اما همه شواهد زمین شناسی بر ضد آن بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A rock outcrop, set into the bank, acts as host to a stream that tumbles into the water below.
[ترجمه ترگمان]یک صخره سنگی که در ساحل قرار دارد، به عنوان میزبان جریانی عمل می کند که در زیر آب برخورد می کند
[ترجمه گوگل]عظمت سنگی که در آن قرار دارد، میزبان جریان است که در زیر آب قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. An outcrop of white rock from the steep hillside seemed to the children as tall as a cliff.
[ترجمه ترگمان]یک تخته سنگ سفید از دامنه کوه به نظر بچه ها به بلندی یک صخره می رسید
[ترجمه گوگل]خروجی سنگ سفید از تپه تپه به نظر می رسید که کودکان به اندازه کوه صخره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The castle, rising on a single outcrop of rock from the plain. was built very largely of books.
[ترجمه ترگمان]قلعه بر روی یک تخته سنگ بزرگ از جلگه بالا و پایین می رفت بسیاری از کتاب ها را ساخته بود
[ترجمه گوگل]این قلعه، در یک رخداد تک سنگ از دشت بالا می رود به شدت از کتابها ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. She sat on a rocky outcrop at the crown of the hill.
[ترجمه ترگمان]روی تپه ای سنگی در بالای تپه نشسته بود
[ترجمه گوگل]او روی یک تپه سنگی در تاج تپه نشسته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. O groundwater recharges the mine through buried outcrop of bedrock laterally.
[ترجمه ترگمان]او از طریق buried سنگ فرش شده به صورت افقی، معدن را زیر آب می کند
[ترجمه گوگل]O آبهای زیرزمینی از طریق فرورفتگی متخلخل زهکشی از سنگ بستر به سمت چاه شارژ می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Sited on a sandstone outcrop, Nottingham Castle was rebuilt as a duke's mansion in the 1670s after the original structure had been destroyed during the English Civil War.
[ترجمه ترگمان]sited در یک صخره سنگی به عنوان عمارت دوک در دهه ۱۶۷۰ بعد از ویران شدن سازه اصلی در طی جنگ داخلی انگلستان بازسازی شد
[ترجمه گوگل]پس از ساختار اولیه در جنگ داخلی انگلیسی، قلعه ناتینگهام در دهه 1670 به عنوان یک عمارت دوک بازسازی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Lovers kiss on a rocky outcrop with a view of the Acropolis of Athens.
[ترجمه ترگمان]عاشقان بر روی یک صخره سنگی با دید آکروپولیس آتن بوسه زدند
[ترجمه گوگل]عاشقان با یک دید کلی از آسمان آکروپلیس آتن در یک رخنه سنگی بوسه می زنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Practically every rock outcrop shows numberless joints.
[ترجمه ترگمان]در واقع هر یک از rock rock numberless را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]تقریبا هر عکاسی سنگ، مفاصل بی شماری را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

برون زد (اسم)
outcrop, basset

سر بیرون کردن (فعل)
outcrop

نمودار شدن (فعل)
rear, outcrop

رخ دادن (فعل)
pass, arise, occur, happen, befall, outcrop, turn up, bechance, fall out

تخصصی

[عمران و معماری] برونزد - برونزدن - پوزه - بیرونزدگی - روآمدگی - رخنمودن - رخنمون
[زمین شناسی] رخنمون، برونزد، بیرون زدگی
[] برون زد
[نفت] رخ نمودن
[آب و خاک] برونزدگی،رخنمون
[آب و خاک] بیرون زدگی سنگی

به انگلیسی

• growth; part of a large rock which protrudes from the surface of the ground and is exposed
protrude; appear on the surface; appear on the ground as an outcrop
an outcrop is a large area of rock sticking out of the ground.

پیشنهاد کاربران

بیرون زدن سنگ بستر ( زمین شناسی )
باستانشناسی: بیرون زدگی
صخره - برامدگی

پیدایش - ظهور
سر به فلک کشیده
outcrop ( زمین‏شناسی )
واژه مصوب: برون‏زد
تعریف: بخشی از یک سازند یا ساختار زمین‏شناختی که در سطح زمین پدیدار می‏شود
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما