outbid

/ˈaʊtˌbɪd//aʊtˈbɪd/

معنی: بیشتر توپ زدن از، روی دست کسی رفتن، بیشتر پیشنهاد دادن از
معانی دیگر: قیمت بالاتری پیشنهاد کردن، روی دست کسی بلند شدن، درمناقصه و مزایده بیشتر پیشنهاد دادن از
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: outbids, outbidding, outbid, outbidden
• : تعریف: to make a higher bid or offer than (another).

جمله های نمونه

1. i offered five dollars for the painting, but she outbid me
حاضر بودم پنج دلار برای آن نقاشی بدهم ولی او روی دستم بلند شد.

2. The retail group outbid all three competitors for space in the shopping centre.
[ترجمه ترگمان]گروه خرده فروشی هر سه رقیب را برای خرید در مرکز خرید پیشنهاد کرده است
[ترجمه گوگل]گروه خرده فروشی بیش از سه رقم برای فضا در مرکز خرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She outbid me for the vase.
[ترجمه ترگمان] اون توی گلدون منو از دست داد
[ترجمه گوگل]او برای گلدان مرا فراتر گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Shue outbid three competitors for the painting.
[ترجمه ترگمان]Shue سه رقیب را برای این نقاشی پیشنهاد کرد
[ترجمه گوگل]سه رقاص برای نقاشی را از بین می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Mandru's agent had been outbid, however, and he'd been reluctant to return home empty-handed.
[ترجمه ترگمان]با این حال، مامور Mandru بالاتر از همه بود، و مایل نبود دست خالی به خانه برگردد
[ترجمه گوگل]با این حال، عامل ماندرو بیش از حد بود و او تمایلی به بازگشت به خانه خالی دست نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Each has been trying to outbid the rest in an attempt to gain market share and so exploit economies of scale.
[ترجمه ترگمان]هر کدام تلاش کرده اند تا بقیه را در تلاش برای به دست آوردن سهم بازار و بنابراین بهره برداری از اقتصادهای مقیاس، پیشنهاد کنند
[ترجمه گوگل]هرکدام تلاش کرده است بقیه را در تلاش برای به دست آوردن سهم بازار به دست بیاورد و از اقتصاد مقیاس بهره برداری کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Only weeks ago, Raytheon also outbid Northrop for Texas Instruments' defense operations.
[ترجمه ترگمان]تنها چند هفته پیش، Raytheon همچنین Northrop Northrop را برای عملیات دفاع از تگزاس پیشنهاد کرد
[ترجمه گوگل]فقط چند هفته پیش، رایتون نیز از عملیات دفاع نورتروپ برای عملیات تگزاس Instruments فراتر رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. To outbid ( a person ) for something, as at an auction.
[ترجمه ترگمان]برای outbid (یک نفر)برای چیزی، مانند یک مزایده
[ترجمه گوگل]برای فراتر رفتن (یک فرد) برای چیزی، مانند حراج
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He outbid his rivals at the auction.
[ترجمه ترگمان]او رقبایش را در حراجی پیشنهاد کرد
[ترجمه گوگل]او رقبای خود را در حراج قرار داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. We outbid our rivals at the auction.
[ترجمه ترگمان] ما توی حراجی سر rivals رو از دست دادیم
[ترجمه گوگل]ما رقبای خود را در حراجی سوق می دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The rich districts can outbid the country school for teachers.
[ترجمه ترگمان]این مناطق غنی می توانند از مدرسه کشور برای آموزگاران پیشنهاد کنند
[ترجمه گوگل]ولسوالی های غنی می توانند مدارس کشور را برای معلمان بیفزایند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. All I am asking is a chance to outbid another bidder, if the client wishes.
[ترجمه ترگمان]تنها چیزی که من میخوام اینه که یه پیشنهاد دیگه به یه خریدار دیگه پیشنهاد بدم، البته اگه مشتری بخواد
[ترجمه گوگل]همه از من میپرسند که اگر مشتری بخواهد، دیگر فرصتی را فراتر نگذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He shut the opposition outbid of five spades.
[ترجمه ترگمان]او مخالفت خود با پنج خال را خاموش کرد
[ترجمه گوگل]او مخالفان را بیش از پنج پیک بسته کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Each new capital seemed to be eager to slightly outbid the previous one.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید که هر پایتخت جدید اندکی پیشنهاد the قبلی را دارد
[ترجمه گوگل]هر سرمایه جدید به نظر می رسد مشتاق به کمی پیشی گرفتن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بیشتر توپ زدن از (فعل)
outbid

روی دست کسی رفتن (فعل)
undersell, outbid

بیشتر پیشنهاد دادن از (فعل)
outbid

به انگلیسی

• offer a higher price, bid higher
if you outbid someone, you offer more money than they do for something that you want to buy.

معنی یا پیشنهاد شما