outbalance

/aʊtˈbæləns//aʊtˈbæləns/

معنی: سنگین تر بودن از
معانی دیگر: سنگین تر بودن (از)، چربیدن، متوازن بودن، پیشی جستن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: outbalances, outbalancing, outbalanced
• : تعریف: to be greater than in value, weight, or the like; outweigh.
مشابه: outweigh

مترادف ها

سنگین تر بودن از (فعل)
overbalance, overweigh, outbalance, outweigh

به انگلیسی

• offset; surpass; outweigh

پیشنهاد کاربران

ضربه برگردون در فونتبال
مهم، ارزشمند شدن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما