🔸 **معادل فارسی**
- به حال خود رها کردن
- تنها گذاشتن
- بی پشتیبان گذاشتن
- در معرض آسیب یا شکست رها کردن
- - -
🔸 **تعریف ها**
1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** وقتی کسی را بدون حمایت یا کمک رها می کنند، به ویژه در شرایط سخت.
... [مشاهده متن کامل]
2. ** ( استعاری – کاربردی ) :** قرار دادن فرد یا گروهی در موقعیت آسیب پذیر بدون دفاع یا پشتیبانی.
3. ** ( تصویری – فرهنگی ) :** برگرفته از تصویر لباس یا پارچه ای که برای خشک شدن بیرون آویزان است، بی پناه در برابر باد و باران.
- - -
🔸 **مترادف ها**
leave stranded – abandon – desert – forsake – hang out to dry
- - -
🔸 **مثال ها**
- *The team left him out to dry after the mistake. *
تیم پس از اشتباه او را به حال خود رها کرد.
- *She felt out to dry when her friends didn’t defend her. *
وقتی دوستانش از او دفاع نکردند، احساس کرد تنها رها شده است.
- *Politicians often hang their allies out to dry when scandals arise. *
سیاستمداران اغلب متحدانشان را در رسوایی ها تنها می گذارند.
- به حال خود رها کردن
- تنها گذاشتن
- بی پشتیبان گذاشتن
- در معرض آسیب یا شکست رها کردن
- - -
🔸 **تعریف ها**
1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** وقتی کسی را بدون حمایت یا کمک رها می کنند، به ویژه در شرایط سخت.
... [مشاهده متن کامل]
2. ** ( استعاری – کاربردی ) :** قرار دادن فرد یا گروهی در موقعیت آسیب پذیر بدون دفاع یا پشتیبانی.
3. ** ( تصویری – فرهنگی ) :** برگرفته از تصویر لباس یا پارچه ای که برای خشک شدن بیرون آویزان است، بی پناه در برابر باد و باران.
- - -
🔸 **مترادف ها**
- - -
🔸 **مثال ها**
تیم پس از اشتباه او را به حال خود رها کرد.
وقتی دوستانش از او دفاع نکردند، احساس کرد تنها رها شده است.
سیاستمداران اغلب متحدانشان را در رسوایی ها تنها می گذارند.
کسی را تنها گذاشتن ، در شرایط سخت رها کردن