out on one's ass

پیشنهاد کاربران

بیرون انداخته شده / از کار/خانه بیرون رانده شده / بی کار و بی پول
یک اصطلاح عامیانه و رکیک است که به معنای بیرون کردن کسی از جایی ( مثل خانه، کار، یا رابطه ) یا در وضعیت بدی قرار گرفتن است.
مثال
...
[مشاهده متن کامل]

1. He got caught stealing and was out on his ass from the company.
دزدی کرد و از شرکت بیرون انداخته شد.
2. After the divorce, she was out on her ass with no money and no place to live.
بعد از طلاق، بی پول و بی خانه رها شد.
3. The landlord kicked him out on his ass when he couldn't pay rent.
صاحب خانه وقتی نتوانست اجاره بدهد، او را بیرون ریخت.