out of the gate

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• از همان ابتدا، از همان اول، یک راست از خط شروع
• بلافاصله، بی درنگ، در همان لحظه ی اول
• بدون معطلی، با انرژی و شتاب از همان نقطه ی شروع
🔸 مثال ها:
• "The new employee came out of the gate with brilliant ideas. "
...
[مشاهده متن کامل]

→ کارمند جدید از همان ابتدا با ایده های درخشان ظاهر شد.
• "The team was losing out of the gate, but they managed to come back. "
→ تیم از همان اول در حال باخت بود، اما توانست برگردد.
• "You need to be fast out of the gate if you want to win this race. "
→ اگر می خواهی این مسابقه را ببری، باید از خط شروع سریع باشی.

right out of the gate == right off the bat
( از ) همون ب بسم الله، درجا همون اول کار
immediately, at or from the very beginning
در وهله اول
در ابتدا