out cold

پیشنهاد کاربران

مثال ها:
۱. The boxer was knocked out cold in the third round of the fight.
بوکسور در راند سوم مبارزه کاملاً بیهوش شد.
۲. He was so exhausted that he fell out cold as soon as his head hit the pillow.
...
[مشاهده متن کامل]

آنقدر خسته بود که به محض اینکه سرش روی بالش رفت، خوابِ سنگینی رفت.
۳. After the accident, the driver was lying out cold on the ground.
پس از تصادف، راننده روی زمین بیهوش افتاده بود.

غش کردن
بیهوش شدن
از حال رفتن
از مرحله پرت بودن بیغ بودن
بیهوش از حال رفته
بیهوش بودن/ در خواب عمیق بودن