orison

/ˈɒrɪzn̩//ˈɒrɪzn̩/

معنی: نیایش، دعا، تضرع
معانی دیگر: (ادبی) دعا، استغاثه، ستایش
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a prayer.
مشابه: prayer

جمله های نمونه

1. People in orison for the first time chafed under the limitation of their freedom.
[ترجمه گوگل]مردمی که برای اولین بار در سر و صدا بودند، تحت محدودیت آزادی خود هول کردند
[ترجمه ترگمان]مردم در orison برای اولین بار تحت محدودیت آزادی خود از هوش رفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We at five underneath orison of wreaths.
[ترجمه گوگل]ما در پنج زیر تاج گل
[ترجمه ترگمان] ما پنج تا از اون orison رو گرفتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In 1827 this characteristic orison had disappeared from the wall under a triple coating of daubing paint.
[ترجمه گوگل]در سال 1827 این شکاف مشخصه از روی دیوار در زیر پوشش سه گانه رنگ ضخیم ناپدید شد
[ترجمه ترگمان]در سال ۱۸۲۷ این خصیصه از دیوار زیر یک لایه رنگ رنگ ناپدید شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Success author Orison Swett Marden once wrote, the first part of success is get-to-it-ivness.
[ترجمه گوگل]نویسنده موفقیت، اوریسون سوئت ماردن، زمانی نوشت، اولین بخش موفقیت، رسیدن به آن است
[ترجمه ترگمان]orison Swett Marden، نویسنده موفقیت، زمانی نوشت که اولین بخش موفقیت به دست آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Today I see a meteor row from the sky, I shut hurriedly up the eye, matching to rise the hands orison .
[ترجمه گوگل]امروز یک ردیف شهاب از آسمان می بینم، چشمم را با عجله می بندم، همسان برای بالا آمدن عقربه ها
[ترجمه ترگمان]امروز یک شهاب آسمانی می بینم که از آسمان می گذرند و با عجله چشمانم را می بندم و با هم زیر و رو می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I once had several 100 degrees to pray, having you in each orison.
[ترجمه گوگل]من یک بار چندین 100 درجه برای دعا داشتم و تو را در هر اوریسون داشتم
[ترجمه ترگمان]من یک بار چند صد درجه برای دعا کردن داشتم که شما را زیر هم دفن کرده بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. But this was too heavy to press of I almost breathe heavily not to annoy, I am unique now can make of is an orison, because I don't want to deviate from anyone.
[ترجمه گوگل]اما این برای فشار دادن خیلی سنگین بود
[ترجمه ترگمان]اما این برای فشار آوردن به من انقدر سنگین بود که نمی توانستم به سختی نفس بکشم، نه اینکه آزرده شوم، حالا می توانم یکی از آن ها بشوم، چون نمی خواهم از کسی منحرف شوم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. And in him walk behind of day every day distracted, an orison of time he can be peaceful to return.
[ترجمه گوگل]و در او راه رفتن در پشت روز هر روز حواس پرت، منتهی از زمان او می تواند صلح آمیز به بازگشت
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. We must consummate the infrastructure, strengthen the foundation management, put human first, and guarantee comprehensively safe orison.
[ترجمه گوگل]ما باید زیرساخت ها را کامل کنیم، مدیریت بنیاد را تقویت کنیم، انسان را در اولویت قرار دهیم، و امنیت کامل را تضمین کنیم
[ترجمه ترگمان]ما باید زیرساخت را کامل کنیم، مدیریت بنیاد را تقویت کنیم، اول انسان را قرار دهیم، و امنیت کامل را تضمین کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Shopkeeper none of waiter in the Inn dares to tamper in additional people's commerce, the orison hurries solution problem and hammer to convey these 2 sons to hike a human momentous!
[ترجمه گوگل]مغازه دار هیچ یک از گارسون در مسافرخانه جرات دستکاری در تجارت مردم اضافی را ندارد، اوریسون عجله می کند تا مشکل را حل کند و چکش را به این 2 پسر منتقل کند تا یک مکان مهم انسانی را پیاده روی کنند!
[ترجمه ترگمان]در حالی که هیچ یک از پیشخدمتی در مسافرخانه جرات مداخله در تجارت افراد اضافی را ندارد، orison با عجله با مشکل حل مشکل مواجه است و چکش را برای انتقال این دو پسر به سمت یک انسان مهم انسانی سوق می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Success is the resurrection of a title first published in 1897 by Orison Swett Marden, an entrepreneur and author of a series of self-help books, including "Getting the Most Out of Life".
[ترجمه گوگل]موفقیت، احیای عنوانی است که برای اولین بار در سال 1897 توسط اریسون سوئت ماردن، کارآفرین و نویسنده مجموعه ای از کتاب های خودیاری، از جمله «بهترین نتیجه از زندگی» منتشر شد
[ترجمه ترگمان]موفقیت، رستاخیز عنوانی است که اولین بار در سال ۱۸۹۷ توسط orison Swett Marden، یک کارآفرین و نویسنده مجموعه ای از کتاب های خود کمک، از جمله \"گرفتن بیشتر از زندگی\" منتشر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. And as Echo far off through the vale my sad orison rolls.
[ترجمه گوگل]و همانطور که اکو از دره دورتر است، اویسون غمگین من می چرخد
[ترجمه ترگمان]و به محض اینکه اکو از دره هم دور شد، این هم دعای غم انگیز من به گوش رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نیایش (اسم)
praise, adoration, veneration, invocation, benediction, orison

دعا (اسم)
devotion, orison, vote, prayer

تضرع (اسم)
supplication, orison, imprecation, suppliance

به انگلیسی

• prayer

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما