ordnance disposal
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• خنثی سازی مهمات / دفع مهمات
• امحای تجهیزات جنگی
• پاک سازی منطقه از مهمات عمل نکرده
🔸 مثال ها:
• "The army sent an ordnance disposal team to the site of the explosion. "
... [مشاهده متن کامل]
ارتش یک تیم خنثی سازی مهمات را به محل انفجار اعزام کرد.
• "Ordnance disposal experts safely detonated the unexploded bomb. "
کارشناسان خنثی سازی مهمات، بمب عمل نکرده را به طور ایمن منفجر کردند.
• "The region is still contaminated with unexploded ordnance that requires disposal. "
این منطقه هنوز به مهمات عمل نکرده ای آلوده است که نیاز به امحا دارد.
• خنثی سازی مهمات / دفع مهمات
• امحای تجهیزات جنگی
• پاک سازی منطقه از مهمات عمل نکرده
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
ارتش یک تیم خنثی سازی مهمات را به محل انفجار اعزام کرد.
کارشناسان خنثی سازی مهمات، بمب عمل نکرده را به طور ایمن منفجر کردند.
این منطقه هنوز به مهمات عمل نکرده ای آلوده است که نیاز به امحا دارد.