orchestration

/ˌɔːrkəˈstreɪʃn̩//ˌɔːkɪˈstreɪʃn̩/

تنظیم انجمن سازی، ترتیب هم آهنگی

جمله های نمونه

1. Mahler's own imaginative orchestration was heard in the same concert.
[ترجمه ترگمان]در همان کنسرت از orchestration imaginative Mahler s شنیده شد
[ترجمه گوگل]ارکستر تخیلی مللر در همان کنسرت شنیده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Orchestration I learned by copying gramophone records.
[ترجمه ترگمان]من با کپی کردن سوابق gramophone یاد گرفتم
[ترجمه گوگل]ارکستراسیون من با کپی کردن پرونده های گرمسار آموخته ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Franco was assisted in the orchestration of this propaganda exercise by a convenient coincidence of the calendar.
[ترجمه ترگمان]فرانکو در تنظیم این تمرین تبلیغاتی به وسیله یک تصادف راحت تقویم به او کمک کرده بود
[ترجمه گوگل]فرانکو از طریق هماهنگی مناسب تقویم، در ارکان این تمرینات تبلیغاتی کمک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. An important aspect of the orchestration course was the practice of orchestral music for orchestra.
[ترجمه ترگمان]جنبه مهمی از دوره هماهنگ کننده، تمرین موسیقی ارکستر برای ارکستر بود
[ترجمه گوگل]بخش مهمی از دوره ارکستراسیون موسیقی ارکستر برای ارکستر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Parameters specified for calling an orchestration no longer exist.
[ترجمه ترگمان]پارامترهای مشخص شده برای نامیدن یک orchestration، دیگر وجود ندارد
[ترجمه گوگل]پارامترهای مشخص شده برای تماس ارکستراسیون دیگر وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Berlioz, the master orchestrator, is remembered for his orchestration . chopin is remembered for his piano compositions.
[ترجمه ترگمان]Berlioz، master، for را به یاد می آورد chopin آثار his را به یاد می آورد
[ترجمه گوگل]Berlioz، ارکستر ارشد، برای ارکستراسیون او به یاد میآید چپین برای آهنگ های پیانو به یاد می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This property contains the full name of the orchestration.
[ترجمه ترگمان]این ویژگی شامل نام کامل هماهنگ کننده است
[ترجمه گوگل]این ویژگی شامل نام کامل ارکستراسیون است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Send Port referenced by Orchestration Port'{ 0 }'has been deleted.
[ترجمه ترگمان]فرستادن دهانه مرجع توسط Orchestration پورت { ۰ } حذف شده است
[ترجمه گوگل]ارسال بندر ارجاع شده توسط Orchestration Port '{0}' حذف شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The BizTalk Server orchestration engine is a robust orchestration engine designed to support enterprise class integration scenario.
[ترجمه ترگمان]موتور orchestration سرور BizTalk یک موتور هماهنگ کننده قوی است که برای پشتیبانی از سناریوی ادغام کلاس شرکت طراحی شده است
[ترجمه گوگل]موتور سازمانی سرور BizTalk یک موتور ارکستر قوی است که برای پشتیبانی از سناریو ادغام کلاس تجاری طراحی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Name of the orchestration variable associated with the parameter.
[ترجمه ترگمان]نام متغیر هماهنگ کننده مرتبط با پارامتر
[ترجمه گوگل]نام متغیر ارکستراسیون مربوط به پارامتر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Concurrency Violation encountered while { 0 } the Orchestration.
[ترجمه ترگمان]Violation Concurrency در زمان { ۰ } the مواجه شد
[ترجمه گوگل]همزمان با {0} Orchestration، نقض موازی مواجه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The Client Orchestration transaction strategy is useful when most of the requests from the client layer require multiple calls to the API layer to complete a single LUW.
[ترجمه ترگمان]استراتژی معامله مشتری Orchestration زمانی مفید است که بسیاری از درخواست ها از لایه کلاینت نیاز به تماس های چندگانه با لایه API برای تکمیل یک LUW دارند
[ترجمه گوگل]استراتژی مبادله ارزیابی مشتری مفید است زمانی که اکثر درخواست ها از لایه مشتری به چندین تماس به لایه API برای تکمیل یک LUW واحد نیاز دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Concurrency Violation encountered while { 0 } the Orchestration Port'{ 1 } '.
[ترجمه ترگمان]Violation Concurrency در زمانی که { ۰ }، پورت Orchestration { ۱ }
[ترجمه گوگل]{0} Port of Orchestration {1} 'نقض موازی مواجه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. This method stops the orchestration by disabling its activation subscription.
[ترجمه ترگمان]این روش از هماهنگی با غیرفعال کردن اشتراک فعال آن جلوگیری می کند
[ترجمه گوگل]این روش با غیرفعال کردن اشتراک فعال شدن آن را متوقف می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[سینما] سازبندی
[سینما] هماهنگی

به انگلیسی

• composition of orchestral music; skillful organization
an orchestration is a piece of music that has been rewritten so that it can be played by an orchestra.

پیشنهاد کاربران

هماهنگی در تقسیم
همنوازی، یکصدایی
همساز نمودن - همساز سازی
هماهنگ سازی
تنظیم
میان داری
orchestration ( موسیقی )
واژه مصوب: سازآرایی
تعریف: تعیین نقش سازها برای اجرای قطعات موسیقی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما