operating system

/ˈɑːpəˌretɪŋˈsɪstəm//ˈɒpəreɪtɪŋˈsɪstəm/

معنی: سیستمعملی، سیستم عامل
معانی دیگر: os سیستم عامل

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: in computing, the software that controls and manages all aspects of a computer's operation, including the execution of application programs; the functioning of computer hardware; data input and output; the timing of and allocation of resources to the execution of multiple, simultaneous tasks; the physical storage and location of data; and computer security. Users interact with the operating system though a graphical user interface.

جمله های نمونه

1. Our operating system can now interconnect with other networks.
[ترجمه ترگمان]سیستم عملیاتی ما اکنون می تواند با شبکه های دیگر به هم متصل شود
[ترجمه گوگل]سیستم عامل ما هم اکنون می تواند با شبکه های دیگر ارتباط برقرار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The virus has infected the operating system of his computer.
[ترجمه ترگمان]ویروس، سیستم عامل خود را آلوده کرده است
[ترجمه گوگل]این ویروس سیستم عامل رایانه خود را آلوده کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The new mainframe operating system I have personally approved is going haywire; the computer is down half the time.
[ترجمه ترگمان]سیستم عامل جدید مرکزی که من شخصا تایید کرده ام قرار است به پایان برسد؛ کامپیوتر نیمی از زمان آن پایین است
[ترجمه گوگل]سیستم عامل جدید سیستم عامل اصلی من شخصا تایید شده است، هویوار است؛ کامپیوتر نیمی از زمان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. For example, the Vines operating system from Banyan, a direct competitor of Netware, is based on Unix.
[ترجمه ترگمان]برای مثال، سیستم عملیاتی تاک ها از banyan، یک رقیب مستقیم Netware، بر پایه یونیکس است
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، سیستم عامل Vines از Banyan، یک رقیب مستقیم Netware، مبتنی بر یونیکس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Nimbus customers will go to SunSoft for an operating system and could go direct to the semiconductor houses for CPU chips.
[ترجمه ترگمان]برخی از مشتریان برای سیستم عملیاتی به SunSoft می روند و می توانند مستقیما به خانه های نیمه هادی برای تراشه های مربوط به CPU بروند
[ترجمه گوگل]مشتریان Nimbus به SunSoft برای یک سیستم عامل می روند و می توانند به خانه های نیمه هادی برای تراشه های CPU هدایت شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Windows 95 is not the most ironclad operating system.
[ترجمه ترگمان]ویندوز ۹۵ مهم ترین سیستم عامل نیست
[ترجمه گوگل]ویندوز 95 سیستمعامل ترین سیستم عامل نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Later in the year, a multiprocessing operating system derived from Unisys' current product will appear.
[ترجمه ترگمان]بعدا در سال، یک سیستم عامل multiprocessing مشتق شده از محصول فعلی Unisys ظاهر خواهد شد
[ترجمه گوگل]بعدها در سال، یک سیستم عامل چند پردازشی از محصول فعلی Unisys ظاهر خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The Z88's operating system imposes a limit on the number of files you can have open at any one time.
[ترجمه ترگمان]سیستم عامل Z۸۸ محدودیت هایی را در تعداد پرونده هایی که شما می توانید در هر زمان باز داشته باشید، تحمیل می کند
[ترجمه گوگل]سیستم عامل Z88 محدودیتی را برای تعداد فایلهایی که می توانید در هر زمان یک بار باز داشته باشید محدود می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Vendors running a supposedly standard Unix operating system until now provided different text input methods.
[ترجمه ترگمان]فروشندگان یک سیستم عامل استاندارد یونیکس را تا زمانی که روش های ورودی متن متفاوتی ارایه می کنند اجرا می کنند
[ترجمه گوگل]فروشندگان که در حال اجرای یک سیستم عامل یونیکس ظاهرا استاندارد هستند، تا کنون روش های مختلفی برای ورود متن ارائه داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Universal networking is integral to the Windows 95 operating system.
[ترجمه ترگمان]شبکه جهانی برای سیستم عامل ویندوز ۹۵ انتگرال گرفته شده است
[ترجمه گوگل]شبکه های جهانی یکپارچه به سیستم عامل ویندوز 95 است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The operating system of choice will depend to some extent on which transport highway consumers ride and the user interface they prefer.
[ترجمه ترگمان]سیستم عامل انتخاب به حدی بستگی دارد که مصرف کنندگان بزرگراه به آن سفر می کنند و واسط کاربر که آن ها ترجیح می دهند
[ترجمه گوگل]سیستم عامل انتخابی تا حدودی بستگی دارد که مصرف کنندگان خودرو در حال حمل و نقل و رابط کاربر آنها ترجیح می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. This includes object classes providing basic non-specific operating system services.
[ترجمه ترگمان]این شامل کلاس های شی است که خدمات سیستم عامل غیر اختصاصی پایه را فراهم می کنند
[ترجمه گوگل]این شامل کلاسهای شیء ارائه خدمات اساسی غیر متمرکز سیستم عامل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. We like fast computers, the latest operating system, neat software and expensive peripherals as much as anyone.
[ترجمه ترگمان]ما از کامپیوترهای سریع، آخرین سیستم عامل، نرم افزار تمیز و لوازم جانبی گران قیمت به اندازه هر کسی استفاده می کنیم
[ترجمه گوگل]ما مانند رایانه های سریع، آخرین سیستم عامل، نرم افزار شسته و لوازم جانبی گران قیمت مانند هر کسی دوست داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The software is incompatible with the operating system.
[ترجمه ترگمان]نرم افزار با سیستم عامل ناسازگار است
[ترجمه گوگل]این نرم افزار با سیستم عامل سازگار نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سیستم عملی (اسم)
ism, operating system

سیستم عامل (اسم)
operating system

تخصصی

[حسابداری] سیستم عامل
[کامپیوتر] سیستم عامل . - سیستم عامل - برنامه ای که کامپیوتر را کنترل می کند و به کاربران امکان می دهد تا برنامه های خود را وارد کرده و اجرا کنند. کامپیوتری که کاملاً برنامه نویسی نشده، نمی تواند متوجه ی ضربه های کلیدها بر روی صفحه کلید خود شود، یا پیامها را روی صفحه نشان دهد. از این رو اکثر کامپیوترها طوری تنظیم شده اند که هنگام روشن شدن، یک برنامه ی کوچک درون حافظه ی ROM را به طور خودکار اجرا می کنند ( نگاه کنید به boot.) این برنامه ی کوچک به نوبه ی خود کامپیوتر را قادر می سازد تا سیستم عامل را از روی دیسک در حافظه بار کند، از این رو ریزکامپیوترها دارای سیستمهای عامل کاملی در درون ROM هستند. تحت کنترل سیستم عامل، کامپیوتر فرمانها را تشخیص داده و از آنها تبعیت می کند. همچنین سیستم عامل، برنامه هایی ار فراهم می کند که به برنامه ی کاربر امکان میدهد تا بدون مشخص کردن پیکربندی دقیق سختافزار کامپیوتر، عملیات ورودی خروجی را انجام دهد . کامپیوتری که تحت سیستم عامل مشخصی اداره می شود، نمی تواند برنامه هایی را اجرا کند که تحت سیستم عامل متفاوت دیگری نوشته شده است . نگاه کنید به UNIX ; MVS ; OS/2 ; VM/SP ; MS-DOS Windows (Microsoft ) .
[برق و الکترونیک] سیستم عامل مجموعه ای از برنامه های نظارتی و زیر روالهایی که مجرای برنامه های کامپیوتری را کنترل می کنند و بعضی وظایف سیستمی خاص مانند فرمت کردن فلاپی و دیسک سخت را انجام می دهند .
[ریاضیات] سیستم تنظیم کننده، سیستم کارنمایی، سیستم عامل

به انگلیسی

• apparatus which enables the operation of a device; main program in a computer which is responsible for the allocation of resources to its various procedures
the operating system of a computer is its most basic program, which deals with such things as the functions of the keyboard, screen, printer, and disks. without it the computer could not function.

پیشنهاد کاربران

operating system ( رایانه و فنّاوری اطلاعات )
واژه مصوب: سامانۀ عامل
تعریف: برنامه‏ای برای مدیریت بخش های سخت‏افزاری و نرم‏افزاری رایانه
سیستم عامل
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما