🔹 معادل فارسی
• حساب باز
• بدهی معوق
• هزینه پرداخت نشده
- - -
## 🔹 تعریف ها
1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** در رستوران یا بار، �open tab� یعنی حسابی که هنوز بسته نشده و مشتری بعداً پرداخت می کند.
... [مشاهده متن کامل]
- *مثال:* He left the bar with an open tab.
او بار را با حساب باز ترک کرد.
2. ** ( استعاری/اقتصادی – کاربردی ) :** اشاره به بدهی یا هزینه ای که هنوز تسویه نشده و در آینده باید پرداخت شود.
- *مثال:* The war has left an open tab that will burden the budget.
جنگ حساب باز و بدهی سنگینی برای بودجه باقی گذاشته است.
3. ** ( رسانه ای/سیاسی – عمومی ) :** در گزارش ها، �open tab� استعاره ای از هزینه های بلندمدت و سنگین است که دولت یا جامعه باید در آینده بپردازد.
- - -
## 🔹 مترادف ها
unpaid bill – outstanding debt – lingering cost – financial burden – liability
- - -
## 🔹 مثال ها
• The project left an open tab for taxpayers.
این پروژه حساب باز و هزینه ای برای مالیات دهندگان باقی گذاشت.
• He always leaves an open tab at the caf�.
او همیشه در کافه حساب باز می گذارد.
• The conflict created an open tab of medical expenses.
درگیری حساب باز و هزینه های پزشکی زیادی ایجاد کرد.
• حساب باز
• بدهی معوق
• هزینه پرداخت نشده
- - -
## 🔹 تعریف ها
1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** در رستوران یا بار، �open tab� یعنی حسابی که هنوز بسته نشده و مشتری بعداً پرداخت می کند.
... [مشاهده متن کامل]
- *مثال:* He left the bar with an open tab.
او بار را با حساب باز ترک کرد.
2. ** ( استعاری/اقتصادی – کاربردی ) :** اشاره به بدهی یا هزینه ای که هنوز تسویه نشده و در آینده باید پرداخت شود.
- *مثال:* The war has left an open tab that will burden the budget.
جنگ حساب باز و بدهی سنگینی برای بودجه باقی گذاشته است.
3. ** ( رسانه ای/سیاسی – عمومی ) :** در گزارش ها، �open tab� استعاره ای از هزینه های بلندمدت و سنگین است که دولت یا جامعه باید در آینده بپردازد.
- - -
## 🔹 مترادف ها
- - -
## 🔹 مثال ها
این پروژه حساب باز و هزینه ای برای مالیات دهندگان باقی گذاشت.
او همیشه در کافه حساب باز می گذارد.
درگیری حساب باز و هزینه های پزشکی زیادی ایجاد کرد.