open air

/ˈoʊpənˈer//ˈəʊpəneə/

معنی: در هوای ازاد
معانی دیگر: در هوای باز، درجای بی سقف
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the outdoors.
مشابه: open
صفت ( adjective )
• : تعریف: being, done, or occurring outdoors.

- an open-air market
[ترجمه ترگمان] بازار آزاد
[ترجمه گوگل] یک بازار آزاد در هوای آزاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. an open-air theater
تئاتر در هوای آزاد

2. Working in the open air has made him very healthy.
[ترجمه ترگمان]کار کردن در هوای آزاد او را بسیار سالم کرده است
[ترجمه گوگل]کار در هوای آزاد او را بسیار سالم ساخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Take exercise in the open air.
[ترجمه ترگمان]در هوای آزاد ورزش کنید
[ترجمه گوگل]ورزش را در هوای آزاد انجام دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She suggested a walk in the open air and he readily agreed.
[ترجمه ترگمان]او پیشنهاد کرد که در هوای آزاد راه برود و با کمال میل موافقت کرد
[ترجمه گوگل]او یک پیاده روی در هوای آزاد را پیشنهاد کرد و به راحتی موافقت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The market is held in the open air.
[ترجمه ترگمان]بازار در هوای آزاد برگزار می شود
[ترجمه گوگل]بازار در هوای آزاد برگزار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Traditionally wood was seasoned in the open air.
[ترجمه ترگمان]قبلا چوب در هوای آزاد چاشنی زده بود
[ترجمه گوگل]به طور سنتی چوب در هوای آزاد چیده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The dancing was outside, in the open air.
[ترجمه ترگمان]رقص در هوای آزاد، بیرون بود
[ترجمه گوگل]رقص در خارج از منزل بود، در هوای آزاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Discomfort in the open air was far preferable to him.
[ترجمه ترگمان]Discomfort در هوای آزاد بسیار بهتر از او بود
[ترجمه گوگل]ناراحتی در هوای آزاد به او تعلق داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The verdant setting of these open air concerts was ideal.
[ترجمه ترگمان]فضای سبز و خرم این کنسرت های هوای آزاد ایده آل بود
[ترجمه گوگل]تنظیم آرواره این کنسرتهای هوای آزاد ایده آل بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Think of the plaza as an open air reception hall.
[ترجمه ترگمان]به پلازا به میدان پذیرایی هوای آزاد فکر کن
[ترجمه گوگل]از میدان به عنوان سالن پذیرایی در هوای آزاد فکر کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Mexicans traditionally dry chillies in the open air.
[ترجمه ترگمان]مکزیکی ها به طور سنتی فلفل چیلی را در هوای آزاد خشک می کنند
[ترجمه گوگل]مکزیکی ها به طور سنتی چیلی را در هوای آزاد خشک می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Free activities: Open air brass band concerts are very popular and are held on a regular basis.
[ترجمه ترگمان]فعالیت های آزاد: کنسرت های موسیقی روباز بسیار محبوب هستند و به طور مرتب برگزار می شوند
[ترجمه گوگل]فعالیت های آزاد کنسرت گروه های موسیقی پرفروش بسیار محبوب هستند و به صورت منظم برگزار می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. For example in the open air or where a temporary problem necessitates urgent remedy.
[ترجمه ترگمان]برای مثال در هوای آزاد و یا در جایی که یک مشکل موقتی نیاز به درمان فوری دارد
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال در هوای آزاد یا جایی که یک مشکل موقت نیاز به درمان فوری دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It was nice to be out in the open air after being stuck in the office all day.
[ترجمه ترگمان]خیلی خوب بود که بعد از اینکه تمام روز را در دفتر زندانی بودم، در هوای آزاد باشم
[ترجمه گوگل]پس از بستن در دفتر تمام روز، در هوای آزاد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

در هوای ازاد (صفت)
alfresco, outdoor, out-of-door, open air

تخصصی

[سینما] فضای باز

به انگلیسی

• if you are in the open air, you are outside.

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما