معادل فارسی:
• شخصیتِ جذاب و گیرا داشتن ( که به طورِ طبیعی از فرد تراوش می کند )
• سرشار از شخصیت بودن / کاریزما داشتن
• ( در معنایِ مثبت ) آن قدر شخصیتِ جذاب داشتن که در رفتار و گفتارش آشکار باشد
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• "She doesn't need to try hard—she just oozes personality in everything she does. "
( او نیازی به تلاشِ زیاد ندارد—در هر کاری که می کند، شخصیتِ جذابش به وضوح دیده می شود. )
• "Some actors ooze personality on screen; they don't even need lines to be captivating. "
( برخی بازیگران روی پرده سرشار از شخصیت هستند؛ حتی برایِ جذاب بودن به دیالوگ هم نیاز ندارند. )
• "He may not be the most handsome, but he oozes personality, and that makes him incredibly attractive. "
( شاید خوش تیپ ترین نباشد، اما شخصیتِ گیرایی دارد و این او را به شدت جذاب می کند. )
• "The host of the show oozed personality, making every guest feel comfortable and engaged. "
( مجریِ برنامه شخصیتِ جذابی داشت و باعث می شد هر مهمانی احساسِ راحتی و درگیربودن کند. )
• شخصیتِ جذاب و گیرا داشتن ( که به طورِ طبیعی از فرد تراوش می کند )
• سرشار از شخصیت بودن / کاریزما داشتن
• ( در معنایِ مثبت ) آن قدر شخصیتِ جذاب داشتن که در رفتار و گفتارش آشکار باشد
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( او نیازی به تلاشِ زیاد ندارد—در هر کاری که می کند، شخصیتِ جذابش به وضوح دیده می شود. )
( برخی بازیگران روی پرده سرشار از شخصیت هستند؛ حتی برایِ جذاب بودن به دیالوگ هم نیاز ندارند. )
( شاید خوش تیپ ترین نباشد، اما شخصیتِ گیرایی دارد و این او را به شدت جذاب می کند. )
( مجریِ برنامه شخصیتِ جذابی داشت و باعث می شد هر مهمانی احساسِ راحتی و درگیربودن کند. )