oodles

/ˈuːdl̩z//ˈuːdl̩z/

معنی: توده
معانی دیگر: (عامیانه) بسیار، خروارها، یک عالمه، oodlins فراوان، خیلی زیاد، انباشته

بررسی کلمه

اسم جمع ( plural noun )
• : تعریف: (informal; sometimes used with a sing. verb) a great quantity.
متضاد: hint

- oodles of books
[ترجمه ترگمان] oodles کتاب
[ترجمه گوگل] اشیاء کتاب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. i have oodles of work to do
یک عالمه کار دارم.

2. The recipe calls for oodles of melted chocolate.
[ترجمه ترگمان]دستور پخت شامل oodles از شکلات ذوب شده است
[ترجمه گوگل]دستور غذا برای تهیه شکلات ذوب می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She inherited oodles of money from her uncle.
[ترجمه ترگمان]پولی را که از عمویش به ارث برده بود به ارث برده بود
[ترجمه گوگل]او از عمویش از پول پول به ارث برده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Bob makes oodles of money, you know.
[ترجمه ترگمان]می دانید که باب پول زیادی به دست می آورد
[ترجمه گوگل]باب می افزاید که پول زیادی دارد، می دانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They've got oodles of money.
[ترجمه ترگمان]اونا یه عالمه پول دارن
[ترجمه گوگل]آنها پول زیادی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Now I've simply oodles of money.
[ترجمه ترگمان]حالا فقط از پول استفاده کردم
[ترجمه گوگل]در حال حاضر من به سادگی از پول استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They see a county with oodles of expendable income and not enough places to spend it.
[ترجمه ترگمان]آن ها کشوری با oodles از درآمدش را می بینند و جاه ای کافی برای خرج کردن آن را ندارند
[ترجمه گوگل]آنها یک کشور را با درآمد قابل مصرف و نه مکان کافی برای صرف آن می بینند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. We've oodles of work to do before they come and time is running out.
[ترجمه ترگمان]ما تعداد زیادی از کارها را قبل از رسیدن آن ها و زمان انجام دادن داریم
[ترجمه گوگل]ما قبل از اینکه بجنگیم کار را انجام می دهیم و زمان بر می گردد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The oodles of antioxidants in coffee beans, some of which become especially potent during the roasting process?
[ترجمه ترگمان]The از آنتی اکسیدان ها در لوبیای قهوه، که برخی از آن ها در طول فرآیند roasting قوی هستند؟
[ترجمه گوگل]آجیل آنتی اکسیدان ها در دانه های قهوه، که بعضی از آنها در طول فرآیند فست فود بسیار قوی می شوند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Usually, both tasks require oodles of windows tiled on screen to keep a watchful eye—perhaps tail in one window, less in another window, and a command prompt in yet another.
[ترجمه ترگمان]معمولا هر دوی این کارها به oodles پنجره روی صفحه نیاز دارند تا نگاه مراقب - شاید دم در یک پنجره، کم تر در یک پنجره دیگر، و یک فرمان سریع در یک پنجره دیگر
[ترجمه گوگل]معمولا، هر دو وظیفه نیاز به oodles از پنجره کاشی بر روی صفحه نمایش برای نگه داشتن چشم مراقب، شاید دم در یک پنجره، کمتر در یک پنجره دیگر، و دستور فرمان در یکی دیگر از
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Apple has made oodles of cash in China.
[ترجمه ترگمان](اپل)تعداد زیادی از پول نقد را در چین به دست آورده است
[ترجمه گوگل]اپل در چین از پول نقد ساخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Some programs also have oodles of features that you might or might not want.
[ترجمه ترگمان]برخی از برنامه ها دارای oodles از ویژگی هایی هستند که ممکن است شما بخواهید و یا نمی خواهید
[ترجمه گوگل]برخی از برنامه ها دارای ویژگی هایی هستند که ممکن است یا شاید نمی خواهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A Tory Transport Secretary pledging a national transport policy and oodles of public money for services that don't make money.
[ترجمه ترگمان]وزیر حمل و نقل محافظه کار قول داد که یک سیاست حمل و نقل ملی و oodles از پول مردم را برای خدمات اختصاص دهد که پول ندارند
[ترجمه گوگل]یک وزیر حمل و نقل توریسم یک سیاست حمل و نقل ملی و وجوه پول عمومی برای خدماتی که پول ندارند تعهد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. That's why Google is leading the pack: It's best at finding oodles of documents to train its cloud.
[ترجمه ترگمان]به همین دلیل است که گوگل گروه را رهبری می کند: پیدا کردن oodles از اسناد برای آموزش cloud
[ترجمه گوگل]به همین دلیل است که گوگل پکیج را هدایت می کند بهترین انتخاب اسناد برای آموزش ابر آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

توده (اسم)
gross, stack, aggregate, accumulation, agglomeration, cumulation, mass, pile, lump, bulk, heap, volume, aggregation, hill, congeries, shock, block, wad, barrow, bloc, clot, cob, ruck, rick, dollop, conglomeration, cumulus, midden, riffraff, oodles, tump

به انگلیسی

• much; a lot (slang)
oodles of something means a very large quantity of it; an informal word.

پیشنهاد کاربران

یه عالمه.
این کلمه خودمانی و غیررسمیه.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما