🔸 معادل فارسی:
• اما در نهایت / ولی در عوض
• تنها برای اینکه ناگهان
• و بعد یک باره
🔸 مثال ها:
• Witkoff described them as productive and good, only for the US to bomb Iran the next day.
... [مشاهده متن کامل]
ویتکاف آن ها را مثمر و خوب خواند، ولی در عوض آمریکا روز بعد ایران را بمباران کرد.
• He studied for years, only for his business to fail in months.
او سال ها درس خواند، اما در نهایت کسب وکارش در چند ماه شکست خورد.
• She saved money for a trip, only for her car to break down.
او برای سفر پول پس انداز کرد، اما سرانجام ماشینش خراب شد.
• اما در نهایت / ولی در عوض
• تنها برای اینکه ناگهان
• و بعد یک باره
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
ویتکاف آن ها را مثمر و خوب خواند، ولی در عوض آمریکا روز بعد ایران را بمباران کرد.
او سال ها درس خواند، اما در نهایت کسب وکارش در چند ماه شکست خورد.
او برای سفر پول پس انداز کرد، اما سرانجام ماشینش خراب شد.