🔸 معادل فارسی:
کارش تمام است : روزگارش سیاه است : بیچاره شد : به فنا رفت : دیگر هیچ امیدی ندارد : گرفتار شد و راه فراری نیست : وای به حالش
🔸 مثال ها:
• When the audit found the missing funds, his goose was cooked.
... [مشاهده متن کامل]
وقتی حسابرسی آن پول های گمشده را پیدا کرد، کارش تمام شد.
• If she tells the truth, my goose is cooked.
اگر او حقیقت را بگوید، بیچاره می شوم.
• The team knew their goose was cooked after the third goal.
تیم می دانست پس از گل سوم، کارش تمام است.
کارش تمام است : روزگارش سیاه است : بیچاره شد : به فنا رفت : دیگر هیچ امیدی ندارد : گرفتار شد و راه فراری نیست : وای به حالش
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
وقتی حسابرسی آن پول های گمشده را پیدا کرد، کارش تمام شد.
اگر او حقیقت را بگوید، بیچاره می شوم.
تیم می دانست پس از گل سوم، کارش تمام است.
فاتحه ش خوندست !
Your goose is cooked کلکت کنده است
اصطلاح )
تو دردسر افتادن، به فاک رفتن، دخل کسی اومدن، اصطلاحا کار کسی تموم شدن
Your goose is cooked
کارت تمومه
دخلت اومده ( تو درد سر افتادی )
Our goose is cooked if they figure out how we manipulated the accounts
... [مشاهده متن کامل]
اگه بفهمند چطور حسابها رو دستکاری کردیم دخلمون دراومده ( کارمون تمومه )
تو دردسر افتادن، به فاک رفتن، دخل کسی اومدن، اصطلاحا کار کسی تموم شدن
کارت تمومه
دخلت اومده ( تو درد سر افتادی )
... [مشاهده متن کامل]
اگه بفهمند چطور حسابها رو دستکاری کردیم دخلمون دراومده ( کارمون تمومه )