مثال:
This is contrary to what it appears to some shallow - thinking people on the outside.
این خلاف چیزی است که �در ظاهر � به نظر برخی انسانهای سطحی می رسد.
این خلاف چیزی است که �در ظاهر � به نظر برخی انسانهای سطحی می رسد.
- آدم حساب نشدن
از کسی یا از گروهی جدا بودن ( به گروهی تعلق نداشتن )
۱. در ظاهر، ظاهراً
۲. خارج از زندان
۲. خارج از زندان
اشاره به بخش بیرونی هر چیزی
خارج از گود