🔸 معادل فارسی:
• ( مالی ) در پایین ترین قیمت، در کف قیمت
• ( عامیانه تاریخی ) در حال جیب بری، در حال کیف قاپی
🔸 مثال ها:
( مالی مدرن ) She's been waiting for the right moment to buy on the dip.
... [مشاهده متن کامل]
او منتظر لحظه مناسب برای خرید در کف قیمت بوده است .
( مالی مدرن ) I don't think there's a reason to buy on the dip because the dip isn't done.
فکر نمی کنم دلیلی برای خرید در کف قیمت وجود داشته باشد، چون کاهش هنوز تمام نشده است .
( تاریخی ) Mark Twain wrote about feeling rough and thinking he would have "to go on the dip again" in Life on the Mississippi.
مارک توین در "زندگی در میسیسیپی" نوشت که احساس بدی داشت و فکر می کرد باید دوباره به جیب بری روی بیاورد .
• ( مالی ) در پایین ترین قیمت، در کف قیمت
• ( عامیانه تاریخی ) در حال جیب بری، در حال کیف قاپی
🔸 مثال ها:
( مالی مدرن ) She's been waiting for the right moment to buy on the dip.
... [مشاهده متن کامل]
او منتظر لحظه مناسب برای خرید در کف قیمت بوده است .
( مالی مدرن ) I don't think there's a reason to buy on the dip because the dip isn't done.
فکر نمی کنم دلیلی برای خرید در کف قیمت وجود داشته باشد، چون کاهش هنوز تمام نشده است .
( تاریخی ) Mark Twain wrote about feeling rough and thinking he would have "to go on the dip again" in Life on the Mississippi.
مارک توین در "زندگی در میسیسیپی" نوشت که احساس بدی داشت و فکر می کرد باید دوباره به جیب بری روی بیاورد .