🔸 معادل فارسی:
• ( در صف نان ) در صف دریافت غذای رایگان ( دوران رکود اقتصادی )
• ( مجازی ) زیر خط فقر، در آستانۀ گرسنگی و فقر مطلق
• با حداقل درآمد ممکن برای زنده ماندن
🔸 مثال ها:
"Many pensioners are living on the breadline, struggling to pay for heating and food. "
... [مشاهده متن کامل]
بسیاری از مستمری بگیران در فقر مطلق ( زیر خط فقر ) زندگی می کنند و برای پرداخت هزینه گرمایش و غذا تقلا می کنند.
"The documentary shows rare photographs of families on the breadlines in the 1930s. "
این مستند تصاویر نادری از خانواده های در صف دریافت غذای رایگان در دهه ۱۹۳۰ را نشان می دهد.
"With rising unemployment, more people are finding themselves on the breadline. "
با افزایش بیکاری، افراد بیشتری خود را زیر خط فقر می یابند ( در آستانه گرسنگی ) .
• ( در صف نان ) در صف دریافت غذای رایگان ( دوران رکود اقتصادی )
• ( مجازی ) زیر خط فقر، در آستانۀ گرسنگی و فقر مطلق
• با حداقل درآمد ممکن برای زنده ماندن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
بسیاری از مستمری بگیران در فقر مطلق ( زیر خط فقر ) زندگی می کنند و برای پرداخت هزینه گرمایش و غذا تقلا می کنند.
این مستند تصاویر نادری از خانواده های در صف دریافت غذای رایگان در دهه ۱۹۳۰ را نشان می دهد.
با افزایش بیکاری، افراد بیشتری خود را زیر خط فقر می یابند ( در آستانه گرسنگی ) .