on one's feet


1- سالم، تندرست 2- آگاه، به هوش 3- ایستاده 4- مستقر، پابرجا 5- بلامقدمه، فی البداهه
شبکه مترجمین ایران

به انگلیسی

• stand up; upright; stable

ارتباط محتوایی

معانی متفرقه1 - سالم، تندرست 2 - آگاه، به هوش 3 - ایستا ...انگلیسی به انگلیسیstand up; upright; stable
معنی on one's feet، مفهوم on one's feet، تعریف on one's feet، معرفی on one's feet، on one's feet چیست، on one's feet یعنی چی، on one's feet یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف o، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف o، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف o
کلمه بعدی: on one's head
اشتباه تایپی: خد خدث'س بثثف
آوا: /اون انئس فیت/
عکس on one's feet : در گوگل
معنی on one

معنی یا پیشنهاد شما