on my way

پیشنهاد کاربران

هر گاه در معنای "به جایی رفتن" است، از ساختار زیر استفاده می شود:
Subject*to be verb*on my way* to *place
Ex. I'm on my way to a goddamn party.
من دارم به یک مهمانی لعنتی می روم.
یه معنی اصطلاحی دیگه هم داده:
با روش خودم
من تو راهم یا دارم میام
برای مثال:He's on his way to Martin's for lunch.
کار خودمو میکنم
من تو راه خودمم
I'm on my way for dead :به معنی اینکه من برای مرگ اماده م.
منهم همینطور. . . من هم اما به روش خودم
مثلا:I love you so much
در پاسخ میگوییم on my way
به معنی: من تو راهم ( دارم میام )
اگر در پاسخ به دستور یا درخواستی باشد، معنای "من انجام میدهم" یا به زبان ساده تر "اون با من" نیز میدهد

بپرس