🔸 مثال ها:
• "I've told you often enough not to leave your shoes in the hallway. "
به دفعات کافی بهت گفتم کفش هات رو تو راهرو نذار.
• "The same problem occurs often enough to be a concern. "
... [مشاهده متن کامل]
همین مشکل به قدری زیاد رخ می ده که جای نگرانی دارد.
• "He's been late often enough; we should start the meeting without him. "
او به دفعات کافی دیر آمده؛ بهتره جلسه رو بدون او شروع کنیم.
• "People often enough forget their passwords. "
اغلب مردم رمز عبور خود را فراموش می کنند.
• "She's proven herself often enough to earn our trust. "
او به دفعات کافی خودش رو ثابت کرده که شایستهٔ اعتماد ما باشه.
به دفعات کافی بهت گفتم کفش هات رو تو راهرو نذار.
... [مشاهده متن کامل]
همین مشکل به قدری زیاد رخ می ده که جای نگرانی دارد.
او به دفعات کافی دیر آمده؛ بهتره جلسه رو بدون او شروع کنیم.
اغلب مردم رمز عبور خود را فراموش می کنند.
او به دفعات کافی خودش رو ثابت کرده که شایستهٔ اعتماد ما باشه.
مکرر
پیوسته
پیوسته