offsprings


معنی: اولاد
شبکه مترجمین ایران

مترادف ها

اولاد (اسم)
slip, breed, issue, posterity, offsprings, progenies, seeds

تخصصی

[بهداشت] زادگان - اعقاب

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما