offender

/əˈfendər//əˈfendə/

معنی: متجاوز، متخلف، خلافکار، تخطی کننده
معانی دیگر: متخلف، تخطی کننده، متجاوز
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: one that offends; especially one who has broken a law.

- Because he was a young offender, he received a lighter sentence for his crime.
[ترجمه ن] از آنجا که مجرم جوان بود ، حکم سبکتری برای جرمش دریافت کرد .
|
[ترجمه ترگمان] چون او یک متجاوز جوان بود، به خاطر جنایت خود حکم فندک را صادر کرد
[ترجمه گوگل] از آنجا که او یک مجرم جوان بود، او یک حکم سبک تر برای جرم وی دریافت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. the judge's clemency toward the offender
عطوفت قاضی نسبت به آن خطاکار

2. The offender apologized when he sobered up.
[ترجمه ترگمان]وقتی مستی از هوش رفت پوزش خواست
[ترجمه گوگل]مجرم هنگامی که عصبانی شد، عذرخواهی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The offender withheld the truth from the policemen.
[ترجمه ترگمان]مجرم حقیقت را از پلیس مخفی نگه داشت
[ترجمه گوگل]مجرمان حقیقت را از پلیس نادیده گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. As a first offender, he received a lenient sentence.
[ترجمه بابایی] به دلیل اینکه اولین بار جرم مرتکب شده بود، حکم سبکی گرفت
|
[ترجمه ترگمان]به عنوان یک مجرم اول، او جمله ملایمی را دریافت کرد
[ترجمه گوگل]به عنوان اولین متخلف، او یک جمله محرمانه دریافت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The young offender had to be remanded in custody for ten days.
[ترجمه ترگمان]مجرم جوان مجبور شد به مدت ده روز در بازداشت به سر برد
[ترجمه گوگل]مجرم جوان باید ده روز بازداشت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She is a persistent offender and has been arrested five times this year for shoplifting.
[ترجمه ترگمان]او یک مجرم سرسخت است و امسال پنج بار برای بلندکردن اجناس دستگیر شده است
[ترجمه گوگل]او یک متجاوز مداوم است و پنج بار در سال جاری برای سرقت وسایل نقلیه دستگیر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The offender must make restitution for the hurt that he or she has caused.
[ترجمه ترگمان]مجرم باید تاوان ضرری که او مرتکب شده است را جبران کند
[ترجمه گوگل]مجرم باید جبران خسارت را که او مرتکب شده است، بازگرداند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. At Scott was already a persistent offender .
[ترجمه ترگمان]در اسکات یک مجرم سرسخت بود
[ترجمه گوگل]در اسکات در حال حاضر یک مجرم مداوم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. In earlier, less complicated times an offender might be banished, mutilated or hanged.
[ترجمه ترگمان]در ابتدا، کم تر پیچیده ممکن است یک مجرم یا به دار آویخته شود یا به دار آویخته شود
[ترجمه گوگل]در مواردی که قبلا، زمان کمتری پیچیده است، مجرم ممکن است اخراج شود، مجروح شود یا به دار آویخته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. That an offender can be held criminally liable for the unintended consequences of his or her actions is a well-established legal principle.
[ترجمه ترگمان]اینکه مجرم می تواند به دلیل عواقب ناخواسته اقدامات او مجرم شناخته شود یک اصل قانونی استوار است
[ترجمه گوگل]این که یک مجرم میتواند به خاطر عواقب ناخواسته اقداماتش جرم شناخته شود، یک اصل قانونی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. If so the alleged offender may be held in custody to await trial.
[ترجمه ترگمان]اگر به این ترتیب مجرم شناخته شود، ممکن است در زندان بماند تا منتظر محاکمه شود
[ترجمه گوگل]اگر چنین باشد ممکن است متخلفین متهم در بازداشت به سر می برند تا منتظر محاکمه باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Reducing the income will further impoverish these families and could tempt an offender into further crime.
[ترجمه ترگمان]کاهش درآمد موجب کاهش بیشتر این خانواده ها خواهد شد و می تواند مجرم را به ارتکاب جرم بیشتر تحریک کند
[ترجمه گوگل]کاهش درآمد بیشتر این خانواده ها را نابود می کند و ممکن است مجرمان را مجبور به جرم بیشتر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The judge will delay his verdict until he receives medical reports on the offender.
[ترجمه ترگمان]قاضی حکم خود را تا زمانی که گزارش پزشکی برای مجرم دریافت کند، به تعویق می اندازد
[ترجمه گوگل]قاضی حکم او را تاخیر خواهد داد تا گزارشات پزشکی وی را دریافت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. They were sentenced to 12 months' detention in a young offender institution.
[ترجمه ترگمان]آن ها به ۱۲ ماه حبس در یک موسسه جوان مجرم محکوم شدند
[ترجمه گوگل]آنها به بازداشت 12 ماهه در یک موسسه مجرمان جوان محکوم شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

متجاوز (اسم)
aggressor, offender, violator, transgressor, trespasser, wrongdoer

متخلف (اسم)
offender, violator, transgressor, wrongdoer, delinquent

خلافکار (اسم)
offender

تخطی کننده (اسم)
offender

تخصصی

[حقوق] متخلف، مقصر، مجرم

به انگلیسی

• transgressor; one who breaks the law; one who insults
an offender is a person who has committed a crime; a formal use.
you can refer to one of a number of people or things that cause a particular kind of harm as an offender.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیمتجاوز، متخلف، خلافکار، تخطی کنندهمعانی متفرقهمتخلف، تخطی کننده، متجاوزبررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: one that offends; especially one who has broken a law. - Because he ...جمله های نمونه1. the judge's clemency toward the offender عطوفت قاضی نسبت به آن خطاکار 2. The offender apologi ...مترادفمتجاوز ( اسم ) aggressor, offender, violator, transgressor, trespasser, wrongdoer متخلف ( اسم ) ...بررسی تخصصی[حقوق] متخلف، مقصر، مجرمانگلیسی به انگلیسیtransgressor; one who breaks the law; one who insults an offender is a person who has committed a cr ...
معنی offender، مفهوم offender، تعریف offender، معرفی offender، offender چیست، offender یعنی چی، offender یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف o، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف o، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف o، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف o
کلمه بعدی: offenders
اشتباه تایپی: خببثدیثق
آوا: /آففندر/
عکس offender : در گوگل
معنی offender

پیشنهاد کاربران

مجرم
متهم

چون این واژه معمولا پس از اثبات جرم و محکومیت مورد استفاده قرار میگیره، بهتره از "مجرم " برای ترجمه اون استفاده بشه و استفاده از کلمه "متهم" به دلیل اینکه بار معنایی عدم اثباتی داره، چندان مناسب به نظر نمیر سه
lawbreaker
شخص خاطی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما