off the beaten path

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: in a place difficult to reach or not often visited.

- My house is off the beaten path, but it is worth seeing.
[ترجمه محمد] خانه من در یک جای بکر است اما ارزش دیدن دارد.
|
[ترجمه گوگل] خانه من دور از راه است، اما ارزش دیدن را دارد
[ترجمه ترگمان] خانه من از مسیر beaten خارج است، اما ارزش دیدن دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: away from the main or popular focus of interest.

پیشنهاد کاربران

This phrase is used to describe a location or experience that is less commonly visited or known.
مکان یا تجربه ای که کمتر دیده یا شناخته شده است.
ناشناخته
مثال؛
I love exploring off the beaten path destinations.
...
[مشاهده متن کامل]

In a discussion about hiking, someone might recommend, “Try taking the trail that’s a bit off the beaten path for a more secluded experience. ”
A person describing a restaurant might say, “It’s tucked away and a bit off the beaten path, but the food is amazing. ”

جای بکر و خلوت
عقب افتاده
جایی که زیاد معروف و شناخته شده نیست synonym of unusual غیر معمولی عجیب غریب
مترادف با off the beaten track
1 - مسیر پرت و دور افتاده، مسیر آفرود، کوره راه، جای بکر و کمتر رفت و آمد شده، خارج از شهر و مسیر اصلی!
2 - غیر عادی، نا آشنا، بکر و دست نخورده، عجیب غریب!
مثال 1 ) We found a nice little Italian restaurant off the beaten path
...
[مشاهده متن کامل]

ما یک رستوران ایتالیایی خوب و کوچک در یک جای پرت و دور افتاده پیدا کردیم!
مثال 2 )
Those places are off the beaten path and lack of tourism infrastructure
آن مکان ها غیرعادی/ نا آشنا و فاقد زیر ساخت توریستی هستند!

دور افتاده

بپرس