off premise

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• خارج از محل / بیرون از ساختمان
• خارج از محدوده ی ملک یا مؤسسه
• دور از دسترس / غیرحضوری ( در زمینه ی خدمات )
🔸 مثال ها:
• "The restaurant offers both on - premise dining and off - premise catering for events. "
...
[مشاهده متن کامل]

رستوران هم خدماتِ غذاخوریِ داخلِ محل و هم کترینگِ خارج از محل را برای رویدادها ارائه می دهد.
• "The store has a license to sell alcohol for off - premise consumption only. "
این فروشگاه مجوزِ فروشِ مشروبات را فقط برای مصرفِ خارج از محل دارد.

خارج از محدوده
برون‎منطقه‎ای / فرامنطقه‎ای/خارج از محل