off one's beat

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• خارج از حیطه تخصص
• خارج از محدوده معمول فعالیت
• ( در مفهوم پلیسی ) خارج از منطقه گشت
🔸 مثال ها:
( عدم تخصص ) If you ask me about car engines, you're off my beat – I'm a chef.
...
[مشاهده متن کامل]

اگر از من درباره موتور ماشین بپرسی، از حوزه من خارج است – من آشپزم.
( پلیسی ) He was off his beat when he made the arrest, but it was still legal.
وقتی دستگیری را انجام داد خارج از منطقه گشتش بود، اما همچنان قانونی بود.
( طنز ) DIY projects are completely off my beat; I can't even change a light bulb.
کارهای فنی کلاً از تخصص من خارج است؛ حتی نمی توانم لامپ عوض کنم.
( اجتماعی ) When the conversation turned to politics, I felt off my beat.
وقتی بحث به سیاست کشید، احساس کردم از حیطه من خارج است.