🔹 تعریف ها:
1. ( روابط عاطفی – اصلی ) : توصیف رابطه ای که بارها قطع و دوباره وصل شده؛ همراه با بی ثباتی عاطفی.
مثال: They’ve had an off - again relationship for two years.
دو ساله یه رابطه قطع وصلی دارن.
... [مشاهده متن کامل]
2. ( صفت ترکیبی – عمومی ) : هر چیزی که گاه فعال باشد و گاه نه؛ ناپایدار، متناوب.
مثال: The power supply is off - again, on - again.
برق یک درمیان وصل می شه.
3. ( اسم – در جمع بندی ها ) : اشاره به یکی از طرفین رابطه ناپایدار.
مثال: He’s just an off - again, not committed.
فقط یه قطع وصلی ست، متعهد نیست.
1. ( روابط عاطفی – اصلی ) : توصیف رابطه ای که بارها قطع و دوباره وصل شده؛ همراه با بی ثباتی عاطفی.
مثال: They’ve had an off - again relationship for two years.
دو ساله یه رابطه قطع وصلی دارن.
... [مشاهده متن کامل]
2. ( صفت ترکیبی – عمومی ) : هر چیزی که گاه فعال باشد و گاه نه؛ ناپایدار، متناوب.
مثال: The power supply is off - again, on - again.
برق یک درمیان وصل می شه.
3. ( اسم – در جمع بندی ها ) : اشاره به یکی از طرفین رابطه ناپایدار.
مثال: He’s just an off - again, not committed.
فقط یه قطع وصلی ست، متعهد نیست.