obstructor


وسیله مانع تخریب مین، مانع ضد اکتشاف مین، حایل علوم نظامى : پوشاننده پنهان کننده

انگلیسی به انگلیسی

• someone or something that obstructs; that which disturbs; obstacle; hindrance

پیشنهاد کاربران

ریشهٔ obstruct از لاتین ob struere است
ob یعنی مقابل
struere یعنی ساختن / چیدن
در اصل یعنی جلوی چیزی ساختن → سد کردن → مانع شدن
مشتقات مهم
1️⃣ obstruction – مانع / انسداد
2️⃣ obstructive – مانع تراش / اخلال گر
...
[مشاهده متن کامل]

3️⃣ unobstructed – بدون مانع
4️⃣ obstructionist – کسی که عمداً کار را متوقف می کند
5️⃣ obstructively – به شکل مانع تراشانه
کالوکیشن های رایج
1️⃣ obstruct traffic – جلوی ترافیک را گرفتن
2️⃣ obstruct justice – اخلال در روند عدالت ایجاد کردن
3️⃣ obstruct the view – دید را مسدود کردن
4️⃣ obstruct access – دسترسی را مسدود کردن
5️⃣ airway obstruction – انسداد مجاری تنفسی
6️⃣ nasal obstruction – گرفتگی بینی
7️⃣ political obstruction – کارشکنی سیاسی
8️⃣ deliberately obstruct – عمداً مانع شدن
9️⃣ partially obstructed – نیمه مسدود
🔟 clear an obstruction – برطرف کردن مانع
جملات پرکاربرد با ترجمه
1️⃣ A fallen tree obstructed the road – یک درخت افتاده جاده را مسدود کرد
2️⃣ He was charged with obstructing justice – او به اخلال در روند عدالت متهم شد
3️⃣ Please don’t obstruct the entrance – لطفاً ورودی را مسدود نکنید
4️⃣ The view was partially obstructed by buildings – منظره تا حدی توسط ساختمان ها پوشانده شده بود
5️⃣ She has an obstructive attitude in meetings – او در جلسات رفتار کارشکنانه دارد
6️⃣ The protesters tried to obstruct traffic – معترضان سعی کردند ترافیک را مختل کنند
7️⃣ There was an obstruction in the pipe – در لوله انسداد وجود داشت
8️⃣ The path is completely unobstructed – مسیر کاملاً بدون مانع است
9️⃣ He kept obstructing every proposal – او مدام جلوی هر پیشنهادی را می گرفت
🔟 Doctors removed the airway obstruction – پزشکان انسداد مجاری تنفسی را برطرف کردند