oaf

/oʊf//əʊf/

معنی: بچه ناقص الخلقه
معانی دیگر: (در اصل) بچه جن، بچه ی عوضی (بچه ای که پریان به جای بچه ای که دزدیده اند می گذارند)، بچه ای که پریان بجای بچه حقیقی بگذارند، ساده لوح

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: oafish (adj.), oafishly (adv.), oafishness (n.)
• : تعریف: a stupid, rudely unpleasant, or bumbling person; blockhead.
مترادف: blockhead, dolt, lout, lummox, ox
مشابه: ape, bear, boob, booby, bumpkin, clod, dope, dullard, dunce, dunderhead, fathead, fool, gawk, klutz, knucklehead, lubber, meathead, nitwit, numskull

- At the movie, we ended up sitting next to some oaf dangling his bare feet over the seat in front of him.
[ترجمه گوگل] در فیلم، ما در نهایت در کنار چند چوبی نشستیم که پاهای برهنه‌اش را روی صندلی مقابلش آویزان کرده بود
[ترجمه ترگمان] در حال تماشای فیلم، کنار یک هالو نشستیم و پاهای برهنه اش را روی صندلی جلوی او آویزان کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. You clumsy oaf that's the second glass you've broken today!
[ترجمه گوگل]ای اوف دست و پا چلفتی این دومین لیوانی است که امروز شکستی!
[ترجمه ترگمان]امروز دومین glass که امروز شکست خوردی!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Mind that cup, you clumsy oaf!
[ترجمه گوگل]حواسش به این فنجان باشد، ای اوف دست و پا چلفتی!
[ترجمه ترگمان]حواست به اون لیوان باشه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Leave the lady alone, you drunken oaf.
[ترجمه گوگل]خانم را به حال خود بگذار، ای اوف مست
[ترجمه ترگمان] اون خانم رو تنها بذار، تو یه یتیم مست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Look where you're going, you lumbering great oaf!
[ترجمه گوگل]نگاه کن به کجا می روی، ای چوبه دار بزرگ!
[ترجمه ترگمان]ببین کجا داری میری، یه احمق بزرگ!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You clumsy oaf! You've broken it!
[ترجمه گوگل]ای اوف دست و پا چلفتی! شما آن را شکستید!
[ترجمه ترگمان]! تو یه ساده لوح clumsy! !! !! !! !! !! !! !! !! !
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He stood there grinning like an oaf.
[ترجمه گوگل]او آنجا ایستاده بود و مانند یک خرچنگ پوزخند می زد
[ترجمه ترگمان]او مثل یک هالو اینجا ایستاده بود و نیشش باز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Why did she marry that great oaf?
[ترجمه گوگل]چرا او با آن اواف بزرگ ازدواج کرد؟
[ترجمه ترگمان]چرا با اون بچه بزرگ ازدواج کرد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. That big oaf of a stonemason?
[ترجمه گوگل]اون سنگ تراش بزرگ؟
[ترجمه ترگمان]اون حرومزاده بزرگه؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Only an oaf would remain longer.
[ترجمه گوگل]فقط یک اوف بیشتر باقی می ماند
[ترجمه ترگمان]فقط یک هالو اینجا می ماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Really, George was a tasteless oaf at times.
[ترجمه گوگل]واقعاً، جورج در بعضی مواقع آدم بی مزه ای بود
[ترجمه ترگمان] واقعا، \"جورج\" یه یتیم خیلی بی مزه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Watch it, you big oaf!
[ترجمه گوگل]تماشاش کن، ای اوف بزرگ!
[ترجمه ترگمان]! مواظب باش گنده بک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Na : Well, were the oaf to actually find and retrieve it, then yes, theoretically.
[ترجمه گوگل]Na: خوب، آیا واقعاً می توان آن را پیدا کرد و بازیابی کرد، پس بله، از نظر تئوری
[ترجمه ترگمان]نا آرامی گفت: خوب، این oaf که واقعا پیدا کردن و بازیابی کردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Why give publicity to this self-indulgent, adolescent oaf?
[ترجمه گوگل]چرا به این اواف خودپسندانه و نوجوانانه تبلیغ می کنیم؟
[ترجمه ترگمان]چرا به این self -؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بچه ناقص الخلقه (اسم)
oaf

انگلیسی به انگلیسی

• simpleton; idiot; fool
if you call someone an oaf, you mean that you think they are clumsy and stupid.

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• آدم بی دست و پا / دست و پا چلفتی
• فرد کم هوش و ناشی
• ( در برخی بافت ها ) آدم بی ادب و گستاخ
🔸 مثال ها:
• "He's a big clumsy oaf who always breaks things. "
او یک آدم بی دست و پا و ناشی است که همیشه چیزها را می شکند.
...
[مشاهده متن کامل]

• "Don't be such an oaf—apologize to her properly!"
اینقدر ناشی و بی ادب نباش – درست از او عذرخواهی کن!
• "I felt like an oaf when I spilled my drink on her dress. "
وقتی نوشیدنی ام را روی لباسش ریختم، احساس یک آدم بی دست و پا/ چلفتی را داشتم.

oh yeah, terribly funny, really witty,
God this place has gone to the dogs.
Wait till my father hears Dumbledore has got this oaf teaching classes ) ) ) )
مردکِ دستپاچلفتی
خل، مشنگ، اسکل
noun
[count] :
🔴a stupid or awkward person — usually used for a man
■ !Get out of the way, you big oaf
1 :
🔴a stupid person : BOOB
■a thoughtless, clueless oaf
— New York Times
...
[مشاهده متن کامل]

2 :
🔴a big clumsy slow - witted person
■Get out of my way, you big oaf
Oafish صفته همین واژه هست
adjective
[more oafish; most oafish]
■an oafish bore
/oafishly /adverb
[oafishness noun [noncount
Boob یعنی چی ؟
🔴1 : a stupid awkward person : SIMPLETON
🔴2 : BOOR, PHILISTINE
■compared to the civilized and educated European, the American seemed a boob
پس oaf یه واژه ی توهین آمیزه یعنی خرفت ، کج و کول ، کس مشنگ ، ابله ، نفهم ، چلفتی

ساده لوح، کند ذهن
!It is not polite to call your younger brother a stupid oaf