برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1403 100 1

overshoot

/ˌoʊvəˈʃuːt/ /ˌəʊvəˈʃuːt/

معنی: اضافه جهش، از حد خارج شدن، بالاتر زدن، اضافه جهیدن، پرت شدن، خطا کردن
معانی دیگر: (در هدفگیری) بالا یا ورای هدف را زدن، به هدف نزدن، (هواپیما- هنگام فرود) از باند فرودگاه خارج شدن

بررسی کلمه overshoot

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: overshoots, overshooting, overshot
• : تعریف: to go over, beyond, or above (a specific goal, target, or the like); miss or overreach.
مشابه: overreach, overrun

- The student pilot overshot the runway.
[ترجمه ترگمان] خلبان دانش‌آموز از باند خارج شد
[ترجمه گوگل] خلبان دانشجویی باند فرودگاه را از بین می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- A successful charity overshoots its fundraising goals.
[ترجمه ترگمان] یک موسسه خیریه موفق اهداف مالی خود را تامین می‌کند
[ترجمه گوگل] یک موسسه خیریه موفق، اهداف جمع آوری کمک های خود را برآورده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to go or shoot over or beyond a target.

واژه overshoot در جمله های نمونه

1. The department may overshoot its cash limit this year.
[ترجمه ترگمان]این بخش ممکن است حد پول نقد خود را در سال جاری بیش از حد برآورد کند
[ترجمه گوگل]این اداره ممکن است در سال جاری مبلغ نقدی خود را بیش از حد برساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. An approaching Ilyushin passenger-jet was told to overshoot as the tower lined Duncan up on the runway.
[ترجمه ترگمان]An که به یک هواپیمای مسافربری Ilyushin نزدیک می‌شود، به to که در باند دانکن در باند فرودگاه صف کشیده بودند، گفته شد
[ترجمه گوگل]یک هواپیمای جت مسافربری Ilyushin نزدیک به ایستگاه فضایی به نام Dunkan بر روی باند فرود قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Many pilots undershoot or overshoot their chosen spot by large margins.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از خلبان‌ها نقطه انتخابی خود را با حاشیه‌های زیاد از بین می‌برند
[ترجمه گوگل]بسیاری از خلبانان کم ارتفاع یا نقاط انتخابی خود را با حاشیه های زیاد برازش می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The budget deficit will probably overshoot its target of 8 percent of GDP.
...

مترادف overshoot

اضافه جهش (اسم)
overshoot
از حد خارج شدن (فعل)
overshoot
بالاتر زدن (فعل)
overshoot
اضافه جهیدن (فعل)
overshoot
پرت شدن (فعل)
digress , deviate , be dropped , overshoot , fall down , be thrown , be flung , depart from the subject
خطا کردن (فعل)
mistake , overshoot , miss , sin , make an error , bungle , goof , err

معنی overshoot در دیکشنری تخصصی

overshoot
[شیمی] فرارفت
[برق و الکترونیک] فراجهش تغییر گذار در ولتاژ خروجی که از حدود دقت تعریف شده تجاوز کند . این امر معمولاً در هنگام خاموش یا روشن کردن یا با اعمال تغییر پله ای در بار خروجی یا خط ورودی ایجاد می شود . - فرا جهش
[زمین شناسی] خطا کردن ، پرت شدن ، از حد خارج شدن ، خطای توپولوژیکی با علامت dangle
[پلیمر] پرش
[برق و الکترونیک] فراجهش حداکثر
[برق و الکترونیک] فرا جهش گذرا حد اکثر مقدار فراجهش کمیتی در نتیجه تغییر ناگهانی در شرایط مدار .

معنی کلمه overshoot به انگلیسی

overshoot
• shoot over; miss the target
• if you overshoot a place that you want to get to, you go past it by mistake.

overshoot را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
فرارَوی

پرش بزرگ ، پرش بیش از اندازه

جهش بزرگ ، جهش بیش از اندازه
محمدصادق هاونگی
هوانوردی = بعد از باند، فرود آمدن ( تاچ کردن touch )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی overshoot
کلمه : overshoot
املای فارسی : اورشوت
اشتباه تایپی : خرثقساخخف
عکس overshoot : در گوگل

آیا معنی overshoot مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )