برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1619 100 1
شبکه مترجمین ایران

overpowering


مقاومت ناپذیر، سخت از پا درآورنده

واژه overpowering در جمله های نمونه

1. The air was filled with the overpowering stench of decomposing vegetation.
[ترجمه ترگمان]هوا آکنده از بوی متعفن گیاهان متعفن بود
[ترجمه گوگل]هوا با غوطه ور شدن غلیظ گیاه تجزیه شده پر شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The desire for revenge can be overpowering.
[ترجمه هیچ] میل به انتقام می توانده غلبه ناپذیر باشد
|
[ترجمه ترگمان] آرزوی انتقام می تونه غیرقابل‌تحمل بشه
[ترجمه گوگل]تمایل به انتقام می تواند غلبه کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There was an overpowering smell of burning tyres.
[ترجمه ترگمان]بوی شدید لاستیک سوخته به مشام می‌رسید
[ترجمه گوگل]یک بوی قوی از لاستیک های سوختن وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There's an overpowering smell of garlic in the kitchen.
...

معنی کلمه overpowering به انگلیسی

overpowering
• overwhelming with power or force; strong, impossible to resist

overpowering را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hhhj
قدرت
فاطمه کرم پور
متعفن، کلافه کننده
لیلی موسوی
طاقت‌فرسا، ازپای درآوردن
نیروانا
(بو) فراگیر
میلاد علی پور
درهم شکننده، غالب، پیروز، قدرتمند، محکم و راسخ
Figure
فوق العاده قوی، در مورد بو (بسیار تند)،
Overwhelming
Extremely strong/intensive
So strong that can't be resist
مرتضی رجبی
غلبه کننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی overpowering

کلمه : overpowering
املای فارسی : اورپورینگ
اشتباه تایپی : خرثقحخصثقهدل
عکس overpowering : در گوگل

آیا معنی overpowering مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )