برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

overleveraged

overleveraged را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دنا ترنسلیت
(of a company) having taken on too much debt.
مجتبی م
خرج اضافه گذاشتن رو دست.
بدهی تحمیل کردن.
بدهی گردن گرفتن.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی overleveraged مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )