برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1358 100 1

outspoken

/ˌaʊtˈspoʊkən/ /ˌaʊtˈspəʊkən/

معنی: پر حرف، رک، رک و راست، سر راست
معانی دیگر: (در سخن) بی لگام، دهان دریده، بی پرده، صریح، رک گو، دارای صراحت کلام

بررسی کلمه outspoken

صفت ( adjective )
مشتقات: outspokenly (adv.), outspokenness (n.)
(1) تعریف: speaking or inclined to speak frankly and freely.
مترادف: forthright, free-spoken, vocal
مشابه: blunt, candid, direct, frank, open, opinionated, plain-spoken, straightforward, uninhibited, unreserved

(2) تعریف: spoken or expressed without reserve or qualification; frank.
مترادف: blunt, candid, direct, forthright, frank, plain, plain-spoken, straightforward
مشابه: downright, honest, open, unqualified

واژه outspoken در جمله های نمونه

1. he was outspoken in his opposition to slavery
در مخالفت با بردگی پرده‌پوشی نمی‌کرد.

2. Some church leaders have been outspoken in their support for political reform in Kenya.
[ترجمه ترگمان]برخی از رهبران کلیسا در حمایت خود از اصلاحات سیاسی در کنیا صریح صحبت کرده‌اند
[ترجمه گوگل]برخی از رهبران کلیسا در حمایت از اصلاحات سیاسی در کنیا سخن گفته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He has made a string of outspoken and sometimes provocative speeches in recent years.
[ترجمه ترگمان]او در سال‌های اخیر مجموعه‌ای از سخنرانی‌های صریح و گاهی محرک داشته‌است
[ترجمه گوگل]او در سال های اخیر یک رشته سخنرانی های سخاوتمندانه و گاهی اوقات تحریک آمیز ایجاد کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We should listen closely to the outspoken criticisms.
[ترجمه ترگمان]ما باید با دقت به انتقادات صریح گوش کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید به انتقادات ناگوار توجه داشته باشیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She is an outspoken critic of the school system in this ...

مترادف outspoken

پر حرف (صفت)
babbling , talkative , talky , chatty , loquacious , flippant , outspoken , mouthy , voluble
رک (صفت)
straight , frank , downright , stark , straightforward , blunt , outspoken , forthright , point-blank , straight-out
رک و راست (صفت)
outspoken , free-hearted
سر راست (صفت)
straight , plain , straightway , straightforward , outspoken , upstanding

معنی کلمه outspoken به انگلیسی

outspoken
• candid, frank; honest; direct, straightforward
• if you are outspoken, you give your opinions about things openly, even if they shock people.
• an outspoken remark or criticism is open and direct and may shock some people.
outspoken criticism
• unreserved criticism

outspoken را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هانیه
رک=frank
حسن امامی
رک و بی پرده
مترادف reticent
سعید ترابی
رک و بی پرده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی outspoken
کلمه : outspoken
املای فارسی : اوتسپکن
اشتباه تایپی : خعفسحخنثد
عکس outspoken : در گوگل

آیا معنی outspoken مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )