برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1404 100 1

outdoor

/ˈaʊtˌdɔːr/ /ˈaʊtdɔː/

معنی: صحرایی، بیرون، خارج از منزل، در هوای ازاد، بیرونی
معانی دیگر: در هوای آزاد، در بیرون، بیرون از ساختمان

بررسی کلمه outdoor

صفت ( adjective )
• : تعریف: characteristic of or happening in the open air.
متضاد: indoor
مشابه: exterior

- outdoor sports
[ترجمه amir] ورزش های هوازی
|
[ترجمه ترگمان] ورزش‌های خارج از خانه
[ترجمه گوگل] ورزش های فضای باز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه outdoor در جمله های نمونه

1. outdoor sports
ورزش های هوای باز،ورزش‌های هوای آزاد

2. an outdoor concert
کنسرت در هوای آزاد

3. Football and cricket are outdoor games.
[ترجمه ترگمان]فوتبال و کریکت بازی‌های خارج از خانه هستند
[ترجمه گوگل]فوتبال و کریکت بازی های خیابانی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He loves the rugged outdoor life .
[ترجمه ترگمان]او عاشق زندگی خشن در فضای باز است
[ترجمه گوگل]او زندگی بی نظیر در فضای باز را دوست دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Tableware for outdoor use should ideally be unbreakable.
[ترجمه Melika Alimadad] ظروف غذاخوری برای استفاده در خارج از محیط بسته ترجیحا باید غیرقابل شکستنی باشند.|
[ترجمه ترگمان]tableware برای استفاده در فضای باز باید غیرقابل شکستن باشد
[ترجمه گوگل]کارد و چنگال برای استفاده در فضای باز باید به طور ایده آل ...

مترادف outdoor

صحرایی (اسم)
outdoor , cross-country
بیرون (صفت)
outdoor , external
خارج از منزل (صفت)
alfresco , outdoor , out-of-door
در هوای ازاد (صفت)
alfresco , outdoor , out-of-door , open air
بیرونی (صفت)
over , o'er , out , outdoor , foreign , external , outer , outward , exterior , cortical , extrinsic , extern , extrinsical

معنی عبارات مرتبط با outdoor به فارسی

اعانه بمردمی که بیرون از بنگاه اعانه زندگی می کنند
مهتروباغبان ومانندانها
ورزش های هوای باز، ورزش های هوای آزاد

معنی outdoor در دیکشنری تخصصی

[سینما] محوطه بیرونی - نمای دور خارجی
[برق و الکترونیک] آنتن خارجی آنتن دریافت کننده ای که بیرون از ساختنام ومعمولاً در مکان بلندی نصب می شود.
[نساجی] قرار دادن در معرض هوای آزاد
[عمران و معماری] زندگی در هوای آزاد
[زمین شناسی] توربین خانه روباز ، توربین خانه فضای باز

معنی کلمه outdoor به انگلیسی

outdoor
• of outside, of nature; appreciating activities that are done outside
• outdoor activities or clothes take place or are used in the open air, rather than in a building.
outdoor advertising
• billboard advertising, advertising outside in public spaces
outdoor games
• games that are played outside, games not played in the house
outdoor training period
• system of military exercises performed in the outdoors

outdoor را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن احمدیانی
بدون سقف، سر باز (متضاد سرپوشیده)
فواد بهشتی
در فضای آزاد، در فضای باز
فاطمه بدری
بیرون ، هوای آزاد
ژ
فضای ول
ژ
فضای ولنگ و واز و ول
ژ
فضای گل و گشاد و ولنگ و واز و ول
tina
In outdoor 🎉 we cooked 🍲 over fire
222
outdoor company یعنی شرکت هایی که کارمندانشون در فضای بیرون یعنی ساختمان اداری مشغول به کار و بیزنس هستند. مثل عوامل شرکت های فروش و ...
ebi
[جا،فضا،مکان]

باز ، سر باز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی outdoor
کلمه : outdoor
املای فارسی : اوتدور
اشتباه تایپی : خعفیخخق
عکس outdoor : در گوگل

آیا معنی outdoor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )