برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1622 100 1
شبکه مترجمین ایران

outbound

/ˈaʊtˌbɑːwnd/ /ˈaʊtbaʊnd/

عازم خارج، رهسپار بیرون، برون سوی، برون رو، ورودی، رهسپار دریا، عازم ناحیه دور دست

بررسی کلمه outbound

صفت ( adjective )
• : تعریف: headed outward or away.
مشابه: outgoing

- an outbound freight train
[ترجمه ترگمان] یک قطار باربری دریایی را به راه انداخت
[ترجمه گوگل] یک قطار حمل و نقل خارج
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه outbound در جمله های نمونه

1.
عازم خارج،برون رو

2. inbound and outbound trains
قطارهای ورودی و خروجی

3. There has been an increase in outbound traffic leaving London airport for the Mediterranean resorts.
[ترجمه ترگمان]افزایش ترافیک خارج از فرودگاه لندن برای استراحتگاه‌های مدیترانه‌ای، افزایش‌یافته است
[ترجمه گوگل]افزایش ترافیک خروجی از فرودگاه لندن برای استراحتگاه مدیترانه ای است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We expect delays to both inbound and outbound trains.
[ترجمه ترگمان]ما انتظار تاخیره‌ای هر دو قطار ورودی و خروجی را داریم
[ترجمه گوگل]انتظار می رود تاخیر در هر قطار ورودی و خروجی وجود داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The outbound flight was smooth but the return flight was held up by six hours.
[ترجمه ترگمان]پرواز outbound آرام بود اما پرواز بازگشت تا شش ساعت دیگر ادامه داشت
[ترجمه گوگل]پرواز خروجی صاف بود اما پرواز بازگشت شش ساعت طول کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه outbound به انگلیسی

outbound
• leaving; sailing; traveling to another country
• a plane that is outbound is leaving or is due to leave its place of departure.

outbound را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
برون‌گرا
Anahid
گردشگر خروجی
گردشگری که کشور خود را برای بازدید مناطق کشور دیگر ترک میکند
(تخصصی رشته گردشگری)
مهتاب ابوالقاسمی
خارج از کشور
شهرزاد۹۰
برون مرزی
سهیلا مهرزاد ثمرین
برون شهری
برون از کشور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی outbound

کلمه : outbound
املای فارسی : اوتبوند
اشتباه تایپی : خعفذخعدی
عکس outbound : در گوگل

آیا معنی outbound مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )