برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1396 100 1

out of question

واژه out of question در جمله های نمونه

1. He is out of question the greatest authority on this subject now living.
[ترجمه لطفی] او بی شک بزرگترین صاحب نظر در این موضوع است که تا کنون می‌زیسته.
|
[ترجمه ترگمان]او در حال حاضر بزرگ‌ترین مرجع در مورد این موضوع است که اکنون در آن زندگی می‌کند
[ترجمه گوگل]او از بزرگترین اقتدار این موضوع در حال زندگی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It is out of question to arrive there on time.
[ترجمه ترگمان]این غیرممکن است که به موقع به آنجا برسیم
[ترجمه گوگل]از زمان ظهور این سوال بی پاسخ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Out of question, it is his handwriting.
[ترجمه ترگمان]خارج از سوال، این دستخط اوست
[ترجمه گوگل]از سويي، اين دست نوشته اوست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. To pass the exam is out ...

معنی کلمه out of question به انگلیسی

out of question
• not an option, impossible

out of question را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرحسین انصاری
غیر ممکن
فرهاد مالكي
غيرممكن، (در فقه) خارج از موضوع
poriboy
خارج از موضوع
سپیده
قانع کننده، غیرقابل مقاومت، جامع
میثم علیزاده
محال، غیر ممکن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی out of question مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )