برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1573 100 1
شبکه مترجمین ایران

out of luck


بد اقبال، دچار بد شانسی یا بد بیاری

واژه out of luck در جمله های نمونه

1. You're out of luck. She's not here.
[ترجمه ترگمان]بدشانسی آوردی اون اینجا نیست
[ترجمه گوگل]شما از شانس نیستید او اینجا نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The team were out of luck again at Scarborough on Saturday.
[ترجمه ترگمان]این تیم در روز شنبه بار دیگر به دبی Scarborough رفته بود
[ترجمه گوگل]این تیم در روز شنبه در Scarborough دوباره خوش شانس بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We're out of luck. The store's closed. Sentence dictionary
[ترجمه ترگمان]ما از بخت و اقبال بلند شدیم مغازه بسته شد فرهنگ لغت
[ترجمه گوگل]ما از شانس هستیم فروشگاه بسته شده است فرهنگ لغت جمله
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Others just continued borrowing until they ran out of luck or excuses.
[ترجمه ترگمان]برخی دیگر به قرض گرفتن ادامه دادند تا اینکه از بخت و اقبال بلند شدند
[ترجمه گوگل]دیگران تنها تا زمانی که از شانس یا عذرخواهی نکردند، وام گرفتند
[ترجمه شما] ...

out of luck را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

amir
Unable to do somthing that you wanted to do or unable to have a chance that you wanted to have
Nazi
Can't successful becous you very unlucy
سعید حقی
بد شانس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی out of luck

کلمه : out of luck
املای فارسی : آوت اوف لاک
اشتباه تایپی : خعف خب معزن
عکس out of luck : در گوگل

آیا معنی out of luck مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )