برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1397 100 1

out of body

معنی کلمه out of body به انگلیسی

out of body
• live through an experience that feels like detachment from body

out of body را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

arya
خارج از بدن
وابسته به تجربه ی ذهنی یا روحی
out-of-body experience
به معنی تجارب نزدیک به مرگ و یا روحی و ذهنی که خارج از بدن رخ دهد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی out of body مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )