برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1359 100 1

ordering

/ˈɔːrdərɪŋ/ /ˈɔːdərɪŋ/

معنی: ترتیب، مرتب سازی، سفارش دهی

واژه ordering در جمله های نمونه

1. In July he issued a decree ordering all unofficial armed groups in the country to disband.
[ترجمه ترگمان]او در ماه ژوئیه فرمان داد که همه گروه‌های مسلح غیر رسمی در کشور منحل شوند
[ترجمه گوگل]در ماه ژوئیه، حکم صادر کرد که تمام گروه های مسلح غیر رسمی در این کشور را منحل کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He was perched on a bar stool, ordering a beer.
[ترجمه ترگمان]روی چهارپایه‌ای نشسته بود و آبجو سفارش می‌داد
[ترجمه گوگل]او در مدفوع نوار نشسته بود، سفارش یک آبجو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A £50 deposit is required when ordering, and the balance is due upon delivery.
[ترجمه ترگمان]سپرده ۵۰ پوندی در هنگام سفارش مورد نیاز است و این تعادل ناشی از تحویل است
[ترجمه گوگل]هنگام سفارش سفارش، مبلغ 50 پوند ضروری است، و تعادل پس از تحویل به حساب می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The fire officer took command, ordering everyone to leave the building.
[ترجمه ترگمان]افسر آتش‌نشانی فرمان داد و دستور داد که همه ساختمان را ترک کنند
[ ...

مترادف ordering

ترتیب (اسم)
order , arrangement , run , sequence , discipline , system , setup , ordonnance , rank , ordering , serialization , regularity , scheme , assortment , configuration , layout , management , collocation
مرتب سازی (اسم)
ordering
سفارش دهی (اسم)
ordering

معنی ordering در دیکشنری تخصصی

ordering
[ریاضیات] مرتب کردن، ترتیب، ترتیبی، مرتب سازی، رابطه ی ترتیبی
[آمار] 1. مرتب سازی 2. ترتیب 3. مرتب کردن
[ریاضیات] اصل موضوع ترتیب
[حسابداری] هزینه سفارش
[صنعت] هزینه سفارش دهی
[ریاضیات] هزینه ی سفارش
[آمار] مرتب کردن توزیعها بر اساس پراکندگی
[آمار] شیوه مرتب سازی
[ریاضیات] رابطه ی ترتیبی، نسبت ترتیبی
[ریاضیات] زمان سفارش
[ریاضیات] ترتیب خطی الفبایی
[ریاضیات] ترتیب الفبایی، ترتیب فرهنگ لغتی، ترتیب قاموسی
[ریاضیات] ترتیب خطی
[ریاضیات] ترتیب جزئی
[ریاضیات] ترتیب نما
[ریاضیات] شبه ترتیب
...

معنی کلمه ordering به انگلیسی

ordering
• making of an official request for purchase; commanding; arranging
ordering by phone
• order goods or service over the phone
ordering relations
• relation between sizes in mathematics

ordering را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ساناز
آرایش
غزل
نظم،تنظیم
Azam
سفارش دادن
حسین رحمانی
سامان‌بندی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ordering
کلمه : ordering
املای فارسی : اردرینگ
اشتباه تایپی : خقیثقهدل
عکس ordering : در گوگل

آیا معنی ordering مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )