برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1431 100 1

orbiter

/ˈɔːrbətər/ /ˈɔːbɪtə/

(کسی یا چیزی که وارد مدار می شود) مدارگرای، پرگاره گرای، پرگارهپیما

واژه orbiter در جمله های نمونه

1. The external tank is connected to the orbiter at three places.
[ترجمه ترگمان]مخزن خارجی در سه محل به مدارگرد متصل می‌شود
[ترجمه گوگل]مخزن خارجی در سه مکان به مدار متصل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The five Lunar Orbiter spacecraft, launched at three-month intervals in 1966 and 196 were all outstandingly successful.
[ترجمه ترگمان]پنج سفینه مدارگرد ۵ ماه، که در فواصل سه ماه در سال ۱۹۶۶ و ۱۹۶ نفر آغاز به کار کردند، همگی موفق بوده‌اند
[ترجمه گوگل]پنج فضاپیمای مدارگرد قمری، که در فواصل زمانی سه ماهه در 1966 و 196 به اجرا درآمد، بسیار موفق بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The actual path taken by the orbiter is complex and designed to minimize the effect of air resistance on the craft.
[ترجمه ترگمان]مسیر واقعی گرفته‌شده توسط مدارگرد پیچیده است و برای به حداقل رساندن اثر مقاومت هوایی بر روی آن طراحی شده‌است
[ترجمه گوگل]مسیر واقعی ساخته شده توسط مدار پیچیده است و طراحی شده برای به حداقل رساندن اثر مقاومت هوا در صنایع دستی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. On return to Earth the orbiter orients itself so that the undersi ...

معنی کلمه orbiter به انگلیسی

orbiter
• something which moves on a particular path, that which is designed to orbit (about a spaceship or satellite)
• an orbiter is a spacecraft or satellite that goes round a planet, moon, or sun without ever landing on it.

orbiter را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
مدارپیما ، مدارگرد ، مدارنورد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی orbiter
کلمه : orbiter
املای فارسی : اربیتر
اشتباه تایپی : خقذهفثق
عکس orbiter : در گوگل

آیا معنی orbiter مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )