برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1441 100 1

or

/ˈɔːr/ /ɔː/

معنی: چه، خواه، یا، یا اینکه، یا انکه
معانی دیگر: مخفف:، اتاق عمل، (معمولا پس از either) یا ... یا، وگرنه، والا، در غیر این صورت، (معمولا با: whether) چه ... چه، (پس از منفی) نه ... نه، به عبارت دیگر، بهتر بگویم، (محلی) پیش از، قبل از (اینکه)، (نشان های اعیانی) نماد طلا، تصویر طلا (که به صورت چند خال سیاه بر سطح سفید نشان داده می شود)

بررسی کلمه or

پسوند ( suffix )
• : تعریف: a variant of -er
پسوند ( suffix )
• : تعریف: activity; quality; condition; characteristic.

- labor
[ترجمه ترگمان] درد زایمان،
[ترجمه گوگل] نیروی کار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- candor
[ترجمه ترگمان] صراحت
[ترجمه گوگل] محبت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
حرف ربط ( conjunction )
(1) تعریف: used to indicate alternatives.

- the door or window
[ترجمه ترگمان] در یا پنجره
[ترجمه گوگل] درب یا پنجره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Either you go or I will.
[ترجمه ترگمان] یا برو یا من می‌کنم
[ترجمه گوگل] یا شما بروید یا من خواهم بود
[ترجمه شما] ...

واژه or در جمله های نمونه

1. or the good of mankind
به خاطر سعادت بشریت

2. or anything
(عامیانه) و امثال آن،و غیره

3. or no
حتی اگر نخواهی

4. or something
(عامیانه) یا چیزی دیگر

5. . . . give or else a tyrant will take by force
. . . بده ورنه ستمگر به زور بستاند

6. apple or orange
سیب یا پرتقال

7. boom or bust
کامیابی یا ناکامی،رونق یا کسادی

8. dead or alive
مرده یازنده

9. donate or else a tyrant will take it by force
بده وگرنه ستمگر به زور بستاند.

10. east or west, home is best!
چه شرق و چه غرب وطن از همه‌جا بهتر است‌!

11. freeze! or i'll shoot!
بی حرکت،والا شلیک می‌کنم.

12. fresh or canned green bean?
لوبیا سبز تازه یا لوبیا سبز کنسروی‌؟

13. geology or the science of the earth's crust
زمین‌شناسی یا دانش پوسته‌ی کره‌ی زمین

14. go or i'll call the police!
برو وگرنه پلیس را خبر خواهم کرد!

...

مترادف or

چه (حرف ربط)
if , whether , as , or , because
خواه (حرف ربط)
if , whether , or
یا (حرف ربط)
or
یا اینکه (حرف ربط)
or
یا انکه (حرف ربط)
or

معنی عبارات مرتبط با or به فارسی

(عامیانه) و امثال آن، و غیره
وگرنه، ورنه، والا
دریچه یا
حتی اگر نخواهی
عمل یا
(عامیانه) یا چیزی دیگر
خطاب کننده، نامه نویس، عریضه نویس
(وابسته به یا نشانگر حالتی که در آن یکی از دو چیز صادق است) یا این یا آن، یکی از دو تا، یا این یا ان
یای انحصاری
کامپیوتر : نا - یا

معنی or در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] یای منطقی
[برق و الکترونیک] یا عملگر منطقی که خروجی آن 1 منطقی است . اگر حداقل یکی از ورودیهای آن 1 منطقی باشد. - operations reserch-تحقیق در عملیات استفاده ازروشهای تحلیلی برگرفته از ریاضیات ، برای ایجاد شرایط بحرانی تصمیم گیری با در نظر گرفتن واکنشهای انسانها ، سازمانها یجاری یا نظامی و ماشینها . - current-جریان ( یا ) شارش الکترونها یا حفره ها که بر حسب آمپر ( A) یا اجزاء آن ( میلی آمپر - میکرو آمپر ) ، نانو آمپر ، و پیکو آمپر ، اندازه گیری می شود . جریان از طریق اعمال میدان الکتریکی به رسانا یا با تغییر میدان الکتریکی در دو سر خازن ایجاد می شود .
[ریاضیات] یا
[کامپیوتر] مدار OR
[برق و الکترونیک] مدار ( یا ) ی منطقی
[ریاضیات] یا به طریق دیگر، یا به طریقی دیگر
[ریاضیات] یا مساوی
[ریاضیات] تابع یا
[کامپیوتر] گیت OR - گیت OR - مداری منطقی که وقتی یک یا هر دو ورودی آن 1 باشد ، خروجی آن هم 1 می شود : خروجی 1 ورودی 00 ، خروجی 1 ورودی ها 01 ، خروجی 1 ورودی ها 10 ،خروجی 1 ورودی ها 11 . نگاه کنید به computer architecture; logic ciruits .
[برق و الکترونیک] دروازه ( یا ) ی منطقی - دریچه « یا» مدار دریچه ی منطقی چند ورودی که خروجی آن در صورتی که یک یا چند تا از ورودیهای آندر وضعیت از پیش تعریف شده ای قرار بگیرند ، فعال می شود.
[ریاضیات] و اگر، و هرگاه
[برق و الکترونیک] منطق « یا» مدار منطقی طراحی شده ب ...

معنی کلمه or به انگلیسی

or
• male or female name (hebrew)
• connecting two alternatives; indicating the result in the case of failure to do the preceding action; restating or clarifying the first item mentioned
• -or is added to some verbs to form nouns referring to people who do a particular thing. for example, a supervisor is someone who supervises people. in this dictionary, nouns of this kind are sometimes not defined but are treated with the related verbs.
or else
• lest
or so
• approximately, thereabout, more or less, give or take
either ••• or
• of or characteristic of an unavoidable choice between two alternative where both together are not possible
either or
• one or the other, either one
gan or
• religious moshav settlement in southern gaza

or را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Paniz
به معنا( یا) هست برای مثال
?Egg or rice
که به معنای:(تخم مرغ یا برنج؟)هست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی or
کلمه : or
املای فارسی : آور
اشتباه تایپی : خق
عکس or : در گوگل

آیا معنی or مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )