برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1726 100 1
شبکه مترجمین ایران

optionally

واژه optionally در جمله های نمونه

1. Optionally, select operators to be notified about the status of the job.
[ترجمه ترگمان]Optionally ها، اپراتورهای انتخاب را انتخاب کنید تا در مورد وضعیت کار اطلاع داده شوند
[ترجمه گوگل]اپراتورها را انتخاب کنید تا وضعیت کار را مطلع سازند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Standard FTT 10 A transceiver and Optionally Power Line Transceiver.
[ترجمه ترگمان]استاندارد ftt ۱۰ A transceiver و Optionally خط انتقال قدرت
[ترجمه گوگل]استاندارد FTT 10 فرستنده و منبع تغذیه اختیاری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. To optionally use static SQL when accessing the repository, use the bind command to create the database packages, as shown in Listing
[ترجمه ترگمان]برای استفاده اختیاری SQL در هنگام دسترسی به مخزن، از دستور اتصال برای ایجاد بسته‌های پایگاه‌داده، همانطور که در فهرست آورده شده‌است، استفاده کنید
[ترجمه گوگل]به طور اختیاری هنگام دسترسی به مخزن با استفاده از SQL استاتیک، برای ایجاد بسته های پایگاه داده از دستور bind استفاده کنید، همانطور که در لیست نشان داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A map in OpenLayers consists o ...

معنی کلمه optionally به انگلیسی

optionally
• in an optional way; via choice
optionally linked loan
• financial loan from the public to a country which is returned with a link which the citizen chooses from several options

optionally را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Shokoufeh
عمدا بطور ارادی
بهمن حکمتی زاده
به طور اختیاری، به طور انتخابی
آرش اکبری
اختیاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی optionally مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )