برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1405 100 1

ongoing

/ˈɒnɡoʊɪŋ/ /ˈɒnɡəʊɪŋ/

معنی: در حال پیشرفت، مداوم
معانی دیگر: پاینده، در جریان، در پیشرفت، جاری

بررسی کلمه ongoing

صفت ( adjective )
• : تعریف: existing continuously from some time in the past into the present.
مترادف: continuing
متضاد: finished
مشابه: chronic, continual, continuous, enduring, lasting, unbroken, uninterrupted

- The killer has not been found, and the investigation is still ongoing.
[ترجمه ترگمان] قاتل پیدا نشد و تحقیقات همچنان ادامه دارد
[ترجمه گوگل] قاتل پیدا نشده است و تحقیقات همچنان ادامه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Scientists are studying the ongoing changes in the volcano.
[ترجمه محدثه] دانشمندان درحال مطالعه ی تغییرات مداوم در آتشفشان هستند
|
[ترجمه ترگمان] دانشمندان در حال مطالعه تغییرات در حال پیشرفت در آتشفشان می‌باشند
[ترجمه گوگل] دانشمندان در جریان تغییرات جاری در آتشفشان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه ongoing در جمله های نمونه

1. ongoing discussions
مذاکرات در حال جریان

2. There is an ongoing debate on the issue.
[ترجمه ترگمان]بحث‌های ادامه‌دار در مورد این مساله وجود دارد
[ترجمه گوگل]یک بحث مداوم در مورد این موضوع وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It was just another episode in an ongoing saga of marriage problems.
[ترجمه ترگمان]این یک حادثه دیگر در یک حماسه جاری از مشکلات ازدواج بود
[ترجمه گوگل]این فقط یک قسمت دیگر در حوادث مداوم از مشکلات ازدواج بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Training is part of our ongoing career development program.
[ترجمه ترگمان]آموزش بخشی از برنامه توسعه شغلی در حال پیشرفت ما است
[ترجمه گوگل]آموزش بخشی از برنامه توسعه حرفه ای در حال انجام است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Those on the other side of this ongoing debate fare little better.
[ترجمه ترگمان]آن‌هایی که در طرف دیگر این بحث در حال پیشرفت هستند کمی بهتر هستند
[ترجمه گوگل ...

مترادف ongoing

در حال پیشرفت (اسم)
ongoing
مداوم (صفت)
stable , persistent , continuous , uninterrupted , steady , unremitting , continuing , ongoing , running

معنی کلمه ongoing به انگلیسی

ongoing
• progress; continuing process
• continuous; existing; in progress
• an ongoing situation is continuing to happen.
ongoing fight
• continuing struggle, current dispute

ongoing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرضیه
در دست اقدام، در جریان، جاری
حامد نیازی
جاری
مریم
پیوسته
کوشش
مستمر
الهام
در حال پیشرفت،مداوم
سعید صفاری مقدم
همیشگی، مستمر، مداوم، پابرجا
در حال انجام/وقوع، در جریان، در دست اجرا/اقدام، داره انجام میشه
رو به جلو/پیشرفت
سعید ترابی
در حال پیشرفت، در جریان
Soroushgh97
در حال رشد
مهدی باقری
رو به رشد و افزایش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ongoing
کلمه : ongoing
املای فارسی : انگوئینگ
اشتباه تایپی : خدلخهدل
عکس ongoing : در گوگل

آیا معنی ongoing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )