برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1676 100 1
شبکه مترجمین ایران

once in a while


هر چند وقت یک بار، گهگاه، گاهی، بندرت، ندره، اتفاقاع

بررسی کلمه once in a while

عبارت ( phrase )
• : تعریف: sometimes but not very often.

- I walk home once in a while, but usually I take the bus.
[ترجمه Yasaman] من گاهی پیاده به خانه می روم اما معمولا اتوبوس می گیرم.
|
[ترجمه فهیمه] من به ندرت پیاده به خانه میروم، معمولا اتوبوس میگیرم.
|
[ترجمه Fateme] من هر از چند گاهی پیاده به خانه میروم ولی غالبا اتوبوس می‌گیرم
|
[ترجمه ترگمان] من یه زمانی تو خونه قدم می‌زنم، اما معمولا اتوبوس رو می‌گیرم
[ترجمه گوگل] من یک بار به خانه می روم، اما معمولا اتوبوس را می گیرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه once in a while در جمله های نمونه

1. Once in a while we eat out.
[ترجمه حمزه] گاهی بیرون غذا می خوریم.
|
[ترجمه ترگمان] یه بار که غذا می‌خوریم
[ترجمه گوگل]یک بار در حالی که ما می خوریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It's not what you do once in a while, it's what you do day in and day out that makes the difference.
[ترجمه ترگمان]این کاری نیست که تو یک زمانی انجام دهی، این کاری است که هر روز و روز انجام می‌دهی این تفاوت را ایجاد می‌کند
[ترجمه گوگل]این چیزی نیست که شما یک بار در یک زمان انجام می دهید، این چیزی است که شما در روز و روز انجام می دهید که تفاوت را ایجاد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Once in a while we had a major blowout.
[ترجمه ترگمان]پس از مدتی، ما یک انفجار بزرگ داشتیم
[ترجمه گوگل]یک بار در یک زمان ما یک ضربه بزرگ داشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه once in a while به انگلیسی

once in a while
• occasionally, now and then, from time to time
every once in a while
• sometimes, from time to time, occasionally, every now and then

once in a while را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

😘😘fati khanoom😘😘
گاه گاهی
Fafi
گه گداری
مصطفا
. It is important to refresh your self once in a while
Nana
بعضی اوقات
علیزاده
هر از چندی، هر از گاهی
ليلا
frequently
ممد
خیلی به ندرت. Hardly ever
سونیا
گه گداری،اگر دفینیشز میخواینیا سینولیم میشه Hardly ever
پیشنهاد میکنم از سایت دیکشنری آنلاین آبادیس جستجو کنیدعالیه
Farhood
I do wish you would open a dictionary once in a while
من واقعا/جداً آرزو می‌کنم هر از چند گاهی...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی once in a while

کلمه : once in a while
املای فارسی : انس این ا وهیل
اشتباه تایپی : خدزث هد ش صاهمث
عکس once in a while : در گوگل

آیا معنی once in a while مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )