برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1395 100 1

once for all


به طور قطع، قاطعانه، بی چون و چرا، بطور قطعی، قطعا، بطور اول و آخری

واژه once for all در جمله های نمونه

1. The controversy should be fought out once for all.
[ترجمه ترگمان]این مناقشه باید یک‌بار برای همه انجام شود
[ترجمه گوگل]بحث و گفتگو باید برای یک بار برای همه مبارزه شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Indicative - salvation accomplished once for all in Christ and received by faith.
[ترجمه ترگمان]رستگاری - رستگاری یکبار برای همه در عیسی‌مسیح انجام شد و به وسیله ایمان پذیرفته شد
[ترجمه گوگل]نشانگر - نجات یک بار برای همه در مسیح و با ایمان دریافت شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I shall explain it fully once for all.
[ترجمه ترگمان]من همه چیز را برای همیشه توضیح خواهم داد
[ترجمه گوگل]من آن را یک بار برای همه توضیح خواهم داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I say no once for all.
[ترجمه ترگمان]من هیچ وقت برای همه چیز نمی‌گویم
[ترجمه گوگل]من هیچ وقت برای همه نمی گویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه once for all به انگلیسی

once for all
• for now and forever, once for all times

once for all را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی once for all
کلمه : once for all
املای فارسی : انس فور الله
اشتباه تایپی : خدزث بخق شمم
عکس once for all : در گوگل

آیا معنی once for all مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )