برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1471 100 1

on top of


1- در بالای، در روی، بر روی 2- به علاوه، علاوه بر این 3- بلافاصله 4- دارای تسلط یا کنترل 5- رجوع شود به: resting upon

بررسی کلمه on top of

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: in total control.

- The police said they were on top of the situation and there's no need to worry.
[ترجمه ترگمان] پلیس گفت که آن‌ها در صدر این وضعیت قرار دارند و نیازی به نگرانی نیست
[ترجمه گوگل] پلیس اعلام کرد که آنها در معرض وضعیت قرار دارند و نیازی به نگرانی نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: completely familiar with.

- She likes to stay on top of new research in the field.
[ترجمه ترگمان] او دوست دارد در صدر تحقیقات جدید در این زمینه بماند
[ترجمه گوگل] او دوست دارد در بالای تحقیقات جدید در این زمینه بماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: in addition to.

- Are there any additional fees on top of the basic membership?
[ترجمه ترگمان] آیا هیچ هزینه اضافی در بالای عضویت اصلی وجود دارد؟
[ترجمه گوگل] آیا هزینه های اضافی در بالای عضویت اولیه وجود دارد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسی ...

واژه on top of در جمله های نمونه

1. Put this book on top of the others.
[ترجمه ترگمان]این کتاب را روی بقیه بگذار
[ترجمه گوگل]این کتاب را در بالای دیگر قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Grate some nutmeg on top of the pudding.
[ترجمه ترگمان]یکم تو دسر جوز هندی بزن
[ترجمه گوگل]برخی از ماکارونی را در بالای پودینگ قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The little girl piled one paper box on top of the other.
[ترجمه ترگمان]دخترک جعبه کاغذی را روی هم کپه کرده بود
[ترجمه گوگل]دختر کوچولو یک جعبه کاغذی را روی هم گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There is a row of spikes on top of the prison wall to prevent the prisoners escaping.
[ترجمه ترگمان]ردیفی از میخ در بالای دیوار زندان وجود دارد تا از فرار زندانیان جلوگیری شود
[ترجمه گوگل]یک ردیف شمع در بالای دیوار زندان وجود دارد که مانع زندانیان فرار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی عبارات مرتبط با on top of به فارسی

(عامیانه) سربلند، خشنود، غرق در شور و شعف

معنی کلمه on top of به انگلیسی

on top of
• over all of, over the surface of; in addition to
on top of the world
• on cloud nine, in seventh heaven, on a natural high

on top of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

thexra
علاوه بر، علاوه بر سایر موارد، علاوه بر چیز های دیگر
هومن حاجی کریمی
در کنترل داشتن موقعیت یا آگاه بودن از

on top of something
in control of a situation and aware of changes
Matin
علاوه بر این، به علاوه
shiva_sisi‌
در بالای:)
متین خدایی
علاوه بر این
ashkan
on top of the tv برروی تلوزیون
م.همایون.ص
بالاتر از ،مهم تر از
نیلوفر
همچنین
به علاوه
in addition to
as well as
also

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی on top of
کلمه : on top of
املای فارسی : اون توپ اوف
اشتباه تایپی : خد فخح خب
عکس on top of : در گوگل

آیا معنی on top of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران