برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1413 100 1

on the spur of the moment


با عجله، غفلتا، بلامقدمه، بدون نقشه ی قبلی

بررسی کلمه on the spur of the moment

عبارت ( phrase )
• : تعریف: without much thought; on a sudden impulse.
مترادف: brashly, impetuously, impulsively, spontaneously

واژه on the spur of the moment در جمله های نمونه

1. She went to London on the spur of the moment.
[ترجمه ماهی خانوم] او با عجله و بدون نقشه ی قبلی به لندن رفت
|
[ترجمه ترگمان]در همان لحظه به لندن رفت
[ترجمه گوگل]او به لطف لحظه ای به لندن رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He must have cooked up his scheme on the spur of the moment.
[ترجمه ترگمان]باید نقشه‌اش رو درست کرده باشه
[ترجمه گوگل]او باید طرح خود را در لحظه لحظه پرورش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We would often decide what to play on the spur of the moment.
[ترجمه ترگمان]ما اغلب تصمیم می‌گیریم که چه بازی کنیم
[ترجمه گوگل]ما اغلب تصمیم میگیریم چه چیزی را در لحظه لحظه بازی کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. On the spur of the moment, they decided ...

معنی کلمه on the spur of the moment به انگلیسی

on the spur of the moment
• impulsively, without advance planning

به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میترا
یهویی
مهدی جم
ناگهانی
Aylin
.Suddenly , without planning in advance
به طور ناگهانی ،و بدون هیچ برنامه ریزی .
Figure
بی مقدمه، یهویی،
Unplanned, hastily, very suddenly , impulsively
Without advance/ first planning or thinking carefully
Without preparation beforehand
In an capricious manner

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی on the spur of the moment
کلمه : on the spur of the moment
املای فارسی : اون تاه اسپور اوف مومنت
اشتباه تایپی : خد فاث سحعق خب فاث ئخئثدف
عکس on the spur of the moment : در گوگل

آیا معنی on the spur of the moment مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )