برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1404 100 1

on the side

واژه on the side در جمله های نمونه

1. Providence is always on the side of the big [strongest] battalions.
[ترجمه ترگمان]مشیت الهی همیشه در کنار قوی‌ترین گردان است
[ترجمه گوگل]پراویدنس همواره در کنار گردان های قوی (قوی) قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Providence is always on the side of the strongest battalions.
[ترجمه ترگمان]خداوند همیشه طرف قوی‌ترین گردان است
[ترجمه گوگل]پراویدنس همواره در کنار قویترین گردانها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The house is on the side of a hill.
[ترجمه ترگمان]خانه در طرف یک تپه است
[ترجمه گوگل]خانه در کنار یک تپه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He makes a little money on the side by cleaning windows in his spare time.
[ترجمه ترگمان]او با تمیز کردن پنجره‌ها در زمان فراغت خود کمی پول درمی آورد
[ترجمه گوگل]او با تمیز کردن پنجره ها در اوقات فراغت خود، پول کمتری در اختیار می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه on the side به انگلیسی

on the side
• from the edge, from the margin; on the edge, located at the side

on the side را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین حاجی طرخانی
(اصطلاح):
1- یک وعده‌ی غذایی اضافی (مثلا علاوه بر ناهار)
2- علاوه بر شغل یا کار اصلی
3- داشتن یک رابطه، علاوه بر رابطه‌ی زناشویی

https://idioms.thefreedictionary.com/on the side
سعید ترابی
در کنار (کار اصلی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی on the side مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )